تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
روزگارى بر نيامد چرا چنين كرديد « 1 » ؟
[ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ
« 2 »
]
يا خود شما خواستيد كه بر شما فرود آيد از خداى شما خشمى و وعدهء كه مرا داده بوديد و با من عهد كرده آن را خلاف كرديد و آن وعده آن بود كه ايشان بر ايمان اقامت كنند و هم بر آن باشند كه موسى ايشان را گذاشت . ايشان وعدهء موسى را خلاف كردند و گوساله پرستيدند . ايشان موسى عليه السّلام را گفتند
[ ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ ]
ما وعدهء ترا خلاف نكرديم بقدرت و طاقت خود ، اين مؤمنان گفتند كه ما مالك نبوديم و نتوانستيم كه دفع آن كيد كردن كه سامرى كرد و گفتند كه : اين سخن گوساله پرستانست ايشان گفتند : ما وعدهء تو كه خلاف كرديم از آن بود كه مالك خود نبوديم سامرى بر ما غلبه كرد از جهت سامرى و كيد او بود
[ وَ لكِنَّا حُمِّلْنا ]
و ليكن ما برداشتيم « 3 » بارهاى گران از زيور و زرينهء قبطيان كه بعاريت از ايشان گرفته بوديم
[ فَقَذَفْناها ]
آن را بينداختيم و سامرى نيز همچنين بينداخت آنچه با وى بود از زر و حلّى و بر سر آن نهاد و گفتند كه : معنى اينست كه : ما بينداختيم زيور و زينت آن قوم در آن گوى « 4 » كه آتش در آنجا برافروخته بودند و او نيز بينداخت چنان نمود كه هم از آن حلّى و زيور است كه بر سر آن نهاد ، خود آن نبود از آن خاك انداخت كه از قدم جبرئيل برداشته بود
[ فَأَخْرَجَ لَهُمْ ]
بيرون آورد براى ايشان گوسالهء تنى بيجان كه او را بانگى بود چون بانگ گاو . سعيد جبير گفت : سامرى از اهل كرمان بود و منافق بود چون موسى قوم خود را سى روز وعده داد و خداى تعالى ده
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « صورت استفهام است و مراد انكار يعنى عهد دراز نشده و [ أم ] معادلهء همزهء استفهام است يا شما خواستيد » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : قرّاء خلاف نكردند در كسر حاء اينجايگه جمله [ يحلّ ] خواندند من الحلال » . ( 3 ) - اين ترجمه و تفسير مبنى بر قرائت [ حملنا ] ست بتخفيف و بصيغهء معلوم ، و قرائت ديگرى نيز در كار است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً ]أى أثقالا و ليكن ما أثقالى و متاعى بسيار چنان كه بارى گران بود برگرفتيم از حلى آل فرعون كه بما رسيده بود ، أبو - عمر و حمزه و أبو بكر خواندند [ حملنا ] بفتح حاء و ميم مخفّف من الخمل ؛ برگرفتيم و باقى قراء [ حمّلنا ] بضمّ حاء و تشديد ميم و كسر آن على الفعل المجهول من التّفعيل ؛ و ليكن بر ما نهادند يعنى ديگران ما را گفتند كه : برداريد ؛ و ما را بر حمل آن حمل كردند » . ( 4 ) - در برهان قاطع گفته : « گو بفتح اوّل و سكون ثانى زمين پست و مغاك را گويند » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 85 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)