تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
روز بيفرود قوم گفتند كه : موسى بوعده باز نيامد ، سامرى گفت : نيامدن موسى بسبب حلّى است كه از آل فرعون بعاريت بستديد « 1 » و با خداوندان نداديد « 2 » آن را بياريد تا من آن را تدبيرى سازم ، بياوردند و آنچه او داشت با آن ضمّ كرد و بسه روز گوسالهء زرّين ساخت مرصّع بأنواع جواهر آنگه از آن خاك كه جبرئيل عليه السّلام پاى بر آنجا نهاده بود قبضهء بر گرفت و پارهء از آن خاك در شكم گوساله انداخت ازو آوازى برآمد چون آواز گوساله و او جبرئيل را به آن سبب توانست ديدن كه او از جملهء كودكانى بود كه در عهد فرعون پنهان ميكردند و در شكاف كوه مىنهادند جبرئيل ايشان را از پر خود شير ميداد ؛ از آنجا شعاع چشم وى قوى بود تا جبرئيل را بديدى وقتى كه پيش موسى آمدى و او از موسى شنيده بود كه خاكى كه از قدم جبرئيل بردارند بر هر كجا كه زنند بآواز آيد از عادتى كه خداى رانده است و او از حيوانات گوسالهء را براى آن اختيار كرد كه اهل آن روزگار و كسانى كه بموسى ايمان نداشتند گاو پرستيدندى و فرعون از جملهء ايشان بود پيش از آنكه دعوى خدائى كند ازينجا گفت : أنا ربّكم الاعلى ، و قبطيان گفتند : و يذرك و الهتك « 3 » مجاهد گفت : سامرى آن گوساله بصنعت چنان ساخت كه چون باد در زير آن دميدندى باد در شكم او افتادى و از گلوى او آواز گاو برآمدى و مخارق گلوى وى چنان ساخته بود كه آوازى كه از آنجا حاصل شدى مانند آواز گاو بودى . آنگه آن را بياورد و بر مهبّ باد نهاد و پيرامن او استوار كرد تا باد از زير او در شكم او شود . آنگه ايشان را جمع كرد و گفت : بيائيد تا بنگريد كه براى شما از آن حلّى چه ساخته‌ام ؟ ! بيامدند گوسالهء ديدند سخت نيكو ؛ مرصّع بأنواع جواهر ، درو نگاه ميكردند كه ناگاه بادى برآمد و در شكم گوساله افتاد و از حلق وى برآمد پس از وى آوازى شنيدند چون آواز گاو ؛ ايشان كه آن بديدند همه سجده كردند و گفتند : هذا إلهكم و إله موسى ؛ اين خداى شماست و خداى موسى [ فنسى ] موسى خداى را
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « بستدى » و « ندادى » مطابق سيرهء ابو الفتوح ( ره ) از وضع مفرد بجاى جمع در سراسر تفسير خود . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « بستدى » و « ندادى » مطابق سيرهء ابو الفتوح ( ره ) از وضع مفرد بجاى جمع در سراسر تفسير خود . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در اينجا باضافهء : « پس سبب آواز گوساله از آنجا بود اين قول حسن و قتاده و سدّى است و اختيار ابن الاخشاد » آنگاه بنقل قول سدّى موافق متن پرداخته است .