بر طريق تنبيه اين مكلّفان بر خطاى ايشان در عبادت اين بتان ؛ بتان را و معبودان را گويد : اى « 1 » شما گمراه كرديد بندگان مرا يا خود ايشان راه را گم كردند ؟ - پس ايشان يعنى بتان جواب دهند و گويند عقلا به زبان قال و بتان غير عقلا به زبان حال كه :
اى خداى ما ما را نرسد و نسزد كه بدون تو خدايان و دوستان گيريم و غير ترا بخدائى پذيريم و چون از ما اين نسزد چگونه بندگان ترا گمراه كنيم ؟ -
[ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ ]
و لكن تو ايشان را مال و نعمت و عمر دادى و از آن ممتّع گردانيدى تا ايشان غافل شدند و مغرور گشتند و ذكر را كه قرآن است فراموش كردند و رها كردند آن را و بدان كار نكردند و ايشان مردمانى بودند گمراه گشته و هلاك شده و شقاوت و خذلان ايشان را دريافته و گفتند : [ بور ] آن باشد كه درو هيچ خير نباشد
[ فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ ]
شما را بدروغ داشتند به آنچه شما با ايشان گفتيد « 2 » و ايشان را خبر داديد « 3 » از قيامت و بهشت و دوزخ يعنى در دنيا و شايد كه خطاب با مشركان باشد يعنى فريشتگان و پيغمبران
هامش
( 1 ) - يعنى آيا .
( 2 ) - - در يك نسخهء نسبة قديم و معتمد : « گفتى » « خبر دادى » بصيغهء مفرد در هر دو موضع طبق سيرهء جاريه ابو الفتوح ( ره ) از اطلاق مفرد بر جمع در سراسر تفسير خود .
( 3 ) - - در يك نسخهء نسبة قديم و معتمد : « گفتى » « خبر دادى » بصيغهء مفرد در هر دو موضع طبق سيرهء جاريه ابو الفتوح ( ره ) از اطلاق مفرد بر جمع در سراسر تفسير خود .