تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
در خبرست كه چون ايشان در سجده افتادند خداى تعالى جاى ايشان را در بهشت بايشان نمود
[ قالُوا آمَنَّا ]
گفتند : ما ايمان آورديم بخداى هارون و موسى ؛ و اين براى آن گفتند تا كس گمان نبرد كه به اين خداى فرعون را خواستند
[ قالَ آمَنْتُمْ ]
فرعون ايشان را گفت : اى « 1 » ايمان آورديد پيش از آنكه من شما را دستورى دهم . !
[ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ ]
بدرستى كه او استاد و مهتر شماست و شما را اين سحر و جادوى او تعليم كرده است و از وى آموخته‌ايد ، من بفرمايم تا شما را دست و پاى ببرّند بر خلاف يعنى دست راست و پاى چپ ؛ و آنگه شما را بر دار كنم
[ فِي
« 2 »
جُذُوعِ النَّخْلِ ]
بر تنه‌هاى درختان خرما ؛ و درخت خرما براى آن اختيار كرد تا درازتر باشد و هايلتر ؛ و همه كس آن را بينند ، گفتند : اوّلين كس كه اين عقوبت بر اين وجه فرمود « 3 » فرعون بود و شما بدانيد كه از ميان ما و شما يعنى ميان او و موسى عذاب كدام كس سخت‌تر است و باقىتر . ايشان فرعون را جواب دادند و گفتند : ما هرگز ترا برنگزينيم و اختيار نكنيم بر آنچه بما آمد از حجّتهاى واضح و دليلهاى روشن ؛ و نه بر خداى كه ما را بيافريد و از نيست هست كرد ، و شايد كه
[ الَّذِي فَطَرَنا ]
سوگندى باشد يعنى بحرمت آن خداى كه ما را بيافريد كه ما ترا برنگزينيم بر آنچه معلوم ما شد از ادلّه و حجج ؛ پس تو آنچه خواهى كردن ميكن و آن را كه بر آن عزم كردهء از كار ما باتمام رسان ، و حكم كن به آنچه ميخواهى كه تو حكم درين زندگانى دنيا توانى كردن ؛ و ترا در آخرت حكمى نباشد ، ما ايمان آورديم بخداى خود تا بيامرزد گناهان ما را و آنچه تو ما را باكراه بر آن داشتى ازين سحر و جادوى كه كرديم . در خبر است كه آسيه پرسيد كه غالب كه شد و دست كرا بود ؟ - گفتند : موسى را ،
هامش
( 1 ) - يعنى آيا . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « گفتند : [ فى ] بمعنى [ على ] است چنان كه شاعر گفت :و هم صلبوا العبدىّ فى جذع نخلة * فلا عطست شيبان الّا بأجدعاو گفتند : در آيت و در بيت [ فى ] بجاى خود است در معنى براى آنكه جهت ملامستى كه ميان درخت و مصلوب هست پندارى كه درخت ظرف مصلوب است » . ( 3 ) - در تفسير أبو الفتوح ( ره ) باضافهء : « أعنى صلب و دست و پاى بر خلاف بريدن » .