تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
گفتند آن ساحران : امر و شأن اينست كه اين دو مرد يعنى موسى و هارون كه دو ساحرند و دو جادو ؛ ميخواهند كه شما را از زمين شما كه مصر است بيرون كنند بسحر و جادوى خويش ؛ و ميخواهند كه « 1 » اين راه نيكو و طريقهء بزرگوار شما را ببرند و گفتند كه : طريقه كنايت است از وجوه و اشراف ؛ و اين قول عبد اللّه عبّاس است . و گفتند : مراد بنى اسرائيل بودند كه بنى اسرائيل بعدد از ايشان بيشتر بودند « 2 »
[ فَأَجْمِعُوا
« 3 »
كَيْدَكُمْ ]
فرعون گفت آن ساحران و جادوان را كه : عزم كنيد بر كيد خويش يعنى بر سحر و جادو و حيلهء كه ساخته‌ايد پس بيائيد و همه يك صف و يكدست و يكزبان باشيد و گفتند : مراد بصف نمازگاه است يعنى بعيدگاه آئيد و بدرستى كه امروز ظفر آن را باشد كه او غالب شود .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى ]و راه و طريقت نكوتر شما را ببرند ؛ امير المؤمنين عليه السّلام گفت : مراد آنست كه روى مردمان با خود گردانند ، عبد اللّه عبّاس گفت : مراد آنست كه سادات و اشراف قوم را ببرند ، عكرمه گفت : خياركم بهينهء شما را ببرند ، قتاده گفت : مراد بنى اسرائيل بودند كه بنى اسرائيل به از ايشان بودند . كسائى گفت يعنى سنّت و سمت و هدى نيكوترين شما ؛ [ مثلى ] تأنيث امثل باشد يعنى اعدل ؛ قال الشاعر ( آنگاه بذكر شواهد شعرى نسبت بمدّعاى خود پرداخته است ) » . ( 2 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) گفته : « و ببرند مذهب شما را كه امثل و افضل مذاهب است و دين و مذهب خود را ظاهر كنند لقوله تعالى حكاية عن فرعون : انّى أخاف ان يبدّل دينكم ؛ يا ببرند اهل طريقهء شما را كه بنى اسرائيلند چه ايشان ارباب دانش و بينش بودند در آن زمان و به سمت فضل و مزيّت علم و كثرت عدد متّسم ( تا آخر عبارت او ) » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ]ابو عمرو خواند فاجمعوا بالف وصل و فتح ميم من الجمع يعنى گرد آريد و جمع كنى كيدتان و هيچ رها مكنى ، و قوّت اين قرائت قوله[ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتى ]و باقى قرّاء خواندند[ فَأَجْمِعُوا ]بهمزهء قطع و كسر ميم من الاجماع آنگه آن دو معنى دارد يكى جمع يقال جمعت الشىء و أجمعته لغتان بمعنى واحد ؛ قال الشاعر :فكأنّها بالجزع بين نيايع * و اولات ذى العرجاء نهب مجمعاى مجموع دگر بمعنى عزم و احكام يقال أزمعت الامر و أجمعته ، و أزمعت عليه و أجمعت ؛ قال الشاعر :يا ليت شعرى و المنى لا تنفع * هل أغدون يوما و أمرى مجمعاى محكم قد عزم عليه ؛ و مراد بكيد سحر و حيلت ايشان است .