تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
ديگر باره شما را به زمين فرو بريم و اجزاى شما را خاك گردانيم چنان كه بابتدا ازو آفريديم بانتها نيز مرجع با او باشد و بار ديگر هم از زمين بيرون آوريم شما را يعنى در روز قيامت ، اين همه براى آنست تا بدانى كه ترا تكبّر نرسد كه از خاك راه هيچ چيز ذليل‌تر نيست و ترا از آن آفريده‌اند اصلت اين است موطوء بالنّعال و الاقدام « 1 » آنچه اصل تست در زير قدم هر جاهلى نهاده‌اند تا آنكه عاقل باشد آن را در وقت مفاخرت تاج سر نسازد « 2 » و گفت : باز با خاك خواهم بردن تا امل دراز ندارى كه أجل كوتاه است در عمارت قصور چه سعى كنى كه جاى تو فيما بين القبور است رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : تمسّحوا بالارض فانّها بكم برّة ؛ خويشتن را در زمين بماليد كه وى مادر مشفق است شما را ؛ أصلت ازوست و نشوت دروست ، و مرجعت با اوست ، تا زندهء بر پشت خودت سوار دارد ، و چون بميرى در شكم خودت استوار دارد ؛
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً . أَحْياءً وَ أَمْواتاً
؛ مقامت دروست و معاشت ازوست و معادت با اوست اين براى آن گفت تا ساز او ساخته دارى ، و خويشتن را جز از آنچه جز ازوست « 3 » پرداخته دارى
[ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ ]
و شما را از آنجا بيرون آريم بارى ديگر ؛ براى آن گفت تا بدانى كه جاى تو جاى ديگر است و سراى تو سراى ديگر ؛ تا بعمارت اين سرا مشغول نگردى كه اين سراى ممرّ است نه سراى مقرّ ، و سراى گذشتنى است و گذاشتنى ؛ نه سراى مقام كردنى و استادنى ؛ كه : الدّنيا دار ممرّ و الاخرة دار مقرّ فخذوا رحمكم اللّه من ممرّكم لمقرّكم و من زادكم لمعادكم و من منزعكم لمرجعكم و من مالكم لمآلكم .
[ وَ لَقَدْ أَرَيْناهُ ]
ما بفرعون نموديم آيات و دلالات خود يعنى آنچه موسى را داديم از آيات و معجزات ؛ همه را بفرعون نموديم فرعون آن را دروغ پنداشت و إبا كرد و امتناع نمود از قبول حقّ و مراد بآيات آن معجزات نه گانه است . چون فرعون فرو ماند و دفع آن نتوانست كرد نسبت آن همه با سحر كرد و گفت :
[ أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ ]
اى موسى
هامش
( 1 ) - از اينجاست مثل معروف « أذلّ من تراب » و نيز مطابق اين بيانات است گفتار سعدى :« ز خاك آفريدت خداوند پاك * پس اى بنده افتادگى كن چو خاك »( 2 ) - در بعضى نسخ معتمده : « تاج سر خود سازد » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « جواز نيست » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « حرام است » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 74 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)