تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
گفتند : اين روز عيدى بود ايشان را . سعيد المسيّب گفت : روز بازارى بود كه خود را بياراستندى و به آن بازار شدندى .
[ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ]
آن روز كه مردمان را بر عادت جمع كنند در وقت چاشت ، براى آن اين وقت را اختيار كردند تا آشكارا باشد و همگان را بر آن اطّلاع باشد .
[ فَتَوَلَّى ]
فرعون از موسى اعراض كرد تا طلب سحر و ساحران كند آنگه گرد كرد ساحران را و جادوان را و كيد و مكر خود را ؛ پس آنگه بوعدگاه خود آمد . عبد اللّه عبّاس گفت كه : هفتاد و دو مرد ساحر بودند و گفتند : چهار صد مرد بودند با هر يكى خروارى از چوب و رسن .

[ سوره طه ( 20 ) : آيات 61 تا 64 ]

قالَ لَهُمْ مُوسى وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى ( 61 ) فَتَنازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوى ( 62 ) قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى ( 63 ) فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى ( 64 ) چون فرعون و فرعونيان با سحر ساحران در آن روز ميعاد در آن مكان همه جمع شدند و موسى عليه السّلام ايشان را وعظ گفت و دعوت كرد و از خداى تعالى بترسانيد و گفت : [ ويلكم ] اى واى بر شما بر خداى دروغ مبافيد و دروغ بر وى منهيد كه وى به عذاب بيخ و بنياد شما بركند و شما را مستأصل گرداند چنان كه از شما هيچ اثر نماند
[ وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى ]
خايب و نوميد باشد آنكس كه بر خداى تعالى افترا كند ، ايشان يعنى ساحران با يكديگر منازعت كردند و خصومت نمودند در آن كار كه ميان ايشان بود و با يكديگر راز گفتند و منازعت ايشان در آن بود كه چون موسى عليه السّلام ايشان را وعظ گفت و دعوت كرد ايشان گفتند : اين مرد با ساحران نمىماند و سخن او سخن ساحران نيست و راز ايشان آن بود كه گفتند : اگر موسى ما را غلبه كند ما متابعت او كنيم
[ قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ ]
« 1 »
هامش
( 1 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : «[ قالُوا ]گفتند :[ إِنْ هذانِ ]بدرستيكه موسى و هارون[ لَساحِرانِ ]جادوانند و گويند : تنازع و اختلاف و تشاور ايشان بسر آن بود كه بچه نوع با موسى معارضه كنند ، و نزد بعضى ضمير راجع بفرعون و قوم اوست و قوله :[ قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ ]تفسير[ أَسَرُّوا النَّجْوى ]است يعنى فرعون و كسان او مشاورت كردند در تلفيق اين كلام كه : استاد سحر است بايشان ؛ به جهت خوف آنكه مبادا ايشان غالب شوند و مردمان تابع ايشان گردند » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 76 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)