تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
گردان و پشت من به او سخت گردان و محكم كن ، و او را در كار من كه پيغمبرى است شريك من گردان . و اين دعا يا بدستورى « 1 » خداى كرده باشد يا مشروط به شرط مصلحت يعنى اگر دانى كه او صلاحيت اين كار دارد او را بپيغمبرى با من بفرست ، و خداى تعالى دانست كه او اين كار بشايد دعاى موسى را اجابت كرد
[ كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ]
تا هر دو بيك جاى تسبيح تو كنيم بسيار ، و ذكر و ثناى تو گوئيم بسيار ، كه تو خداوند عالمى و دانا و بينائى باحوال ما ، خداى تعالى دعاى موسى مستجاب كرد و مراد وى در كنار وى نهاد و گفت :
[ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ
« 2 »
]
بدرستى كه دادند ترا مراد تو و برآوردند حاجت تو اى موسى . اى عجب « 3 » اگر موسى را يارى بايست در نبوّت كه او را وزير باشد و معاون بر اداى رسالت ، و او را بفرعون فرستاده بودند و رسول ما را كه بكافّهء خلايق
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي ]و او را در كار من با من شريك كن يعنى در دعوت كردن فرعون و گفتند : در نبوّت و اگر چنين بود اين سؤال بىدستورى نكرده باشد يا مشروط بود به شرط مصلحت يعنى اگر دانى كه صلاحيت اين كار دارد او را بپيغمبرى با من بفرست خداى تعالى دانست كه او آن كار را بشايد دعاى موسى اجابت كرد » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و [ سؤل ] آن مراد باشد كه سؤال كنند و خواهند فعل بمعنى مفعول كالخبز بمعنى المخبوز » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد گفته : « اى عجب اگر موسى را يارى بايست در نبوّت كه او را وزير باشد و معاون بر اداء رسالت ؛ و او را بفرعون فرستاده بودند ، رسول ما را كه كه بكافّة النّاس بلكه بجنّ و انس فرستادند و هر يكى از صناديد قريش فرعونى بودند ، او را وزيرى نبايست ؟ ! بلى او را وزيرى بود كه هم برادر او بود بفرمان خداى تعالى و خليفهء او بود پس از او ؛ تا لا جرم گفت او را ، أنت منّى بمنزلة هرون من موسى إلّا أنّه لا نبىّ بعدى ؛ گفت : يا على ترا از من منزلت هارون است از موسى جز پيغمبرى ؛ اين خبريست متلقّى بقبول ؛ و همهء طوايف روايت كنند ، و اين خبر دليل امانت امير المؤمنين است ؛ براى آنكه از ظاهر خبر مفهوم آنست كه رسول ( ص ) به اين خبر اثبات كرد امير المؤمنين را از خود هر منزلتى كه هارون را بود از موسى جز نبوّت كه بلفظ استثنا كرد ؛ و اخوّت بعرف مستثنى است ، و از منازل هارون يكى وزارت است و يكى خلافت ؛ وزارت فى قوله :[ وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي ]و خلافت فى قوله : «[ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي ]» .