تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
بر من آسان و سهل گردان يعنى رسالت و پيغمبرى كه مرا فرمودى بر من آسان كن
[ وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي ]
و بنده و گره از زبان من برگشاى تا مردمان سخن من بدانند گفتند كه در زبان موسى رتّهء « 1 » بود كه بعضى از حروف درست نتوانست گفت و سبب آن بود بروايت عبد اللّه عبّاس كه روزى موسى عليه السّلام در كنار فرعون بود دست برآورد و طپانچهء بر روى فرعون زد و ريش او بر دست گرفت فرعون آسيه را گفت : اين آن دشمن است كه مرا از وى خبر داده‌اند و من او را در كنار خود مىپرورم ؛ او را ببايد كشتن ، آسيه گفت : او كودك است نداند و اگر خواهى بدانى كه او نيك از بد شناسد يا نه ؟ من به تو نمايم ، بفرمود تا طشتى از آتش بياوردند و طبقى از جواهر ؛ و هر دو پيش موسى عليه السّلام نهادند ، موسى عليه السّلام خواست تا دست بجواهر برد جبرئيل عليه السّلام آمد و دست او سوى آتش برد تا او انگشتى از آتش برگرفت و در دهان نهاد زبانش بسوخت و دستش نسوخت براى آنكه طپانچه بر روى فرعون زده بود . موسى گفت : خداوندا دعوت كردن كاريست كه تعلّق به زبان دارد و من سخن درست نميتوانم گفتن بند از زبان من بردار تا سخن من هويدا شود و مردم سخن من بدانند و اين كار كه تو مرا فرمودى نه كار آسانست كه به تنهائى برآيد مرا وزيرى « 2 » بايد كه يار من باشد و مرا معاونت كند از اهل من ، هارون را كه برادر منست وزير من
هامش
( 1 ) - بيضاوى در تفسير[ وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي ]گفته : « فانّما يحسن التبليغ من البليغ و كان فى لسانه رتّة من جمرة أدخلها فاه ؛ و ذلك أنّ فرعون ( تا آخر ) » خفاجى نسبت بكلمهء [ رتّه ] چنين گفته ( ج 6 ص 196 ) : « و [ رتّة ] بضمّ الراء المهملة و تشديد المثنّاة الفوقيّة حبسة و لكنة فى اللّسان ، و كذا كانت فى الحسين رضى اللّه عنه و قال النبىّ ( ص ) فيه : انّه ورثها من عمّه موسى عليه الصلاة و السلام » صاحب منتهى الارب گفته : « [ رتّة ] بالضمّ كند زبانى كه بيان سخن را نتواند ؛ يقال : فى لسانه رتّة ؛ و درماندن در سخن » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي ]بار خدايا مرا وزيرى كن هم از اهل من كه اين كار كه فرمودى نه كار آسانست كه به تنهائى توان كرد مرا وزيرى بايد كه يار من باشد و مرا موازره كند يعنى معاونت كند . و در [ وزير ] دو قول گفتند : يكى آنكه « وازره » و « آزره » دو لغت است بالواو و الهمزه پس آن فعيل باشد بمعنى مفاعل يعنى معاون و يكى آنكه من الوزر باشد و هو الثقل هم فعيل باشد بمعنى مفاعل يعنى اين ثقل با من بردارد و معنى يكى است و اگرچه اشتقاق مختلف است » .