تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
و در بركت نور ديده‌اند و گفته‌اند كه : براى آنش به اين فرمودند كه پاى برهنه بودن دليل و علامت تواضع باشد يعنى متواضع و فروتن باش . اهل اشارت گفتند : [ نعل ] كنايت است از اهل يعنى دل خود را از شغل أهل و ولد خود فارغ دار . و گفتند : نعل وى از پوست مردار بود براى آن وى را گفتند كه : نعلين از پاى خود دور كن ، و اين وجهى بعيد است و از سيرت پيغمبران دور . و موسى عليه السّلام چون اين كلام شنيد و احتمال آن داشت كه كلام بعضى جنّيان باشد لا بدّ است كه خداى تعالى علمى از اعلام معجز قرين او كرده باشد تا بمنزلت گواه باشد بر آن دعوى ؛ چه يكى سخن از درخت شنود داند كه سخن آدمى نيست .

[ سوره طه ( 20 ) : آيات 13 تا 16 ]

وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى ( 13 ) إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي ( 14 ) إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى ( 15 ) فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى ( 16 ) من ترا برگزيدم اى موسى براى نبوّت و پيغمبرى بشنو و گوش فرا دار آن را كه به تو وحى كنند كه منم خداى و بجز از من خدائى نيست مرا پرست و عبادت من كن و در عبادت من كسى را با من شريك مكن ، و نماز را بپاى دار براى ياد كردن من تا مرا ياد كنى و ياد كرد مرا به چيزى ديگر نياميزى تا ياد كنم ترا بمدح و ثناى خود ، مقاتل گفت كه : معنى آنست كه هر گه كه ترا نماز گذشته ياد آيد و نكردهء بگزار ؛ بيان اين تأويل آنست كه أنس روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه او گفت : من نسى صلاة أو نام عنها فليصلّها إذا ذكرها ؛ انّ اللّه تعالى يقول :
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي . [ إِنَّ السَّاعَةَ ]
بدرستى كه قيامت آينده است و آمدنى است و نزديك بود كه آن را بازپوشم و نگويم كه : آمدنى است از غايت آنكه ارادتست مرا بپوشيدن آن ، عبد اللّه عبّاس و بيشترين مفسّران گفته‌اند كه : معنى آنست كه : أكاد أخفيها فى نفسى أى فى غيبى ؛ خواستم كه در نفس خويش يعنى در غيب خويش باز پوشم ، گفتند كه : در مصحف عبد اللّه مسعود چنين است : أكاد أخفيها من نفسى فكيف أظهرها لكم ؛ نزديك آنست كه از خود پوشيده دارم ؛ شما را