خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : هر دو پاى بر زمين نه ، محمّد بن كعب گفت : قسم است به طول و فضل و هدايت خداى جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام گفت : طه طهارت أهل بيت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ؛ آنگه اين آيت برخواند : انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس أهل البيت و يطهّركم تطهيرا . و گفتند : طا ؛ درخت طوبى است ، و ها ؛ هاويه ؛ فكأنّه أقسم بالجنّة و النّار ؛ پندارى كه قسم ببهشت و دوزخ خورد . و گفتند : طه را معنى اينست كه يا طامع الشّفاعة للأمّة و يا هادى الخلق الى الملّة ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ميگويد : اى طمع دارندهء شفاعت براى أمّت ؛ واى راه نمايندهء خلق بملّت ، و يا طاهرا من العيوب و يا هاديا الى علّام الغيوب ؛ اى پاك و پاكيزه از همهء عيبها ؛ و اى راه نماينده بدانندهء غيبها ، و [ طا ] نه باشد در حساب و [ ها ] پنج ؛ پندارى كه گفت :
اى ماه شب چهارده ؛ ما اين قرآن را نفرستاديم تا رنجور شوى .
مغيرة بن شعبه گفت : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چندانى بر پاى استاد كه پايهايش ورم كرد گفتند : يا رسول اللّه نه خداى تعالى ترا بيامرزيده است اين همه رنج چرا بر خود نهى ؟ - گفت أ فلا أكون عبد اللّه شكورا ؛ خداى را بندهء شاكر نباشم ؟ ! مقاتل گفت : ابو جهل هشام و نضر بن الحارث چون عبادت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اجتهاد وى را بديدند گفتند : شقى محمّد بربّه ؛ محمّد بدبخت شد و رنجور گشت بسبب دين خداى خود ، خداى تعالى گفت : اى محمّد ما قرآن را نفرستاديم تا تو بدبخت و رنجور گردى براى آن فرستاديم اين قرآن را تا ياد كردى و پندى و موعظتى باشد كسى را كه از خداى خود بترسد ، و تا خدا ترس نباشد به قرآن متّعظ نگردد براى اين تخصيص بوى كرد چنان كه گفت : إنّما أنت منذر من يخشيها [ تنزيلا ] قرآنى كه تنزيل است از خداى كه زمين را آفريد و آسمانهاى بلند را « 1 » آفريد و او خدائيست كه بر عرش مستوى است يعنى مستولى ؛ او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است و آنچه در ميان آسمانها و زمين است ، و آنچه در زير خاكست و [ ثرى ] خاك نمگين باشد . عبد اللّه عبّاس گفت : زمين بر پشت ماهى است و ماهى بر روى آب و هر دو طرف ماهى كه سر و دنبال وى است در زير عرش بهم رسيده است ، و طرفى از ماهى در زير دريا بر سنگى است سبز كه سبزى آسمان از وى است
هامش
( 1 ) - ترجمهء [ العلى ] است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و [ على ] جمع عليا باشد كالكبر فى جمع الكبرى و الصّغر فى جمع الصغرى » .