تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
على عليه السّلام گفت : و اللّه كه ايشان را حشر نكنند مگر بر قدمهاى ايشان يعنى پياده ، و براى ايشان اشترانى آرند بپالانهاى زر و نجيبانى « 1 » بزينهاى ياقوت اگر خواهند بروند و اگر خواهند بپرند . صالح بن محمّد گفت از امير المؤمنين على عليه السّلام شنيدم كه : او گفت : من رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفتم : وفد ملوك چندانكه باشند سواران باشند و وفد خداى چگونه باشند ؟ - گفت : يا على چون مؤمنان از پيش خداى باز گردند فريشتگان باستقبال ايشان آيند با اشترانى بپالانهاى زر و زمامهاى زر ؛ بر هر مركبى حلّهء افكنده كه قيمت آن از همهء دنيا بيشتر باشد ، هر مؤمنى از آن حلّهء بپوشند و بر مركبى نشينند و مركبان ايشان روى ببهشت آرند ، چون بدر بهشت رسند فريشتگان باستقبال آيند و گويند : سلام عليكم طبتم فدخلوها خالدين .
[ وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ
« 2 »
]
و برانيم گناهكاران را بدوزخ و ايشان در دوزخ روند در شدّتى و [ ورد ] جماعت باشد يعنى جماعت جماعت را بدوزخ رانيم و ورد اشترانى باشند تشنه كه به آب آيند ؛ يعنى ايشان را تشنه بدوزخ رانيم و اين قول عبد اللّه عبّاس است
[ لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ ]
ايشان مالك شفاعت نباشند كسى ايشان را شفاعت نكند و كسى را از ايشان شفاعت نباشد ؛ و شايد كه ابتداء سخن و خبر از آن باشد كه در آن روز هيچكس مالك شفاعت نباشد ؛ الّا آنكس را كه بنزديك خدا عهدى گرفته باشد . ابن عبّاس گفت : كس را شفاعت نباشد الّا آنكس را كه گواهى دهد خداى را بتوحيد و از حول و قوّت خود برى باشد و اميد جز بخداى ندارد . و صادق عليه السّلام گفت : مراد به اين عهد وصيّت است كه مرد عند حضور اجل وصيّت كند كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من لم يحسن الوصيّة عند موته كان ذلك نقصا فى عقله و مروءته ؛ يعنى هر كه نزديك
هامش
( 1 ) - مراد اسبان نجيب‌اند بقرينهء كلمهء « زين » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و نسوق المجرمين الى جهنّم وردا ] ؛ و برانيم گناهكاران را بدوزخ [ وردا ] منصوبست بر مصدر كأنّه قال : فيردون وردا و بعضى دگر گفتند : [ ورد ] نام جماعت واردان باشد . و گفتند : ورد نام شتران باشد در حال ورود و ايشان در آن حال تشنه باشند و اين قول عبد اللّه عبّاس است و حسن و قتاده ؛ و ديگر مفسّران گفتند : [ مشاة عطاشا ] يعنى پياده و گردن ايشان از تشنگى چنان باشد كه نزديك باشد كه بگسلد ، و بر اين تفسير نصب او بر حال است » .