مردن وصيّت نيكو نكند آن نقصانى باشد در عقل و مروّت وى ، و گفتهاند كه : مالك شفاعت نباشد
[ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ ]
مگر براى آنكس كه عهد گرفته باشد بنزديك خداى از توحيد و عدل و مانند اين آنست كه گفت : لا يشفعون الّا من ارتضى .
عبد اللّه مسعود گفت كه : از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه روزى صحابهء خود را ميگفت : أ يعجز أحدكم أن يتّخذ كلّ صباح و مساء عند اللّه عهدا ؛ اى نتواند هر يكى از شما كه در هر بامدادى و شبانگاهى بنزديك خداى عهدى گيرد ؟ ! گفتند : چگونه ؟
گفت : هر بامداد و شبانگاه بگويد : اللّهمّ فاطر السّماوات و الارض عالم الغيب و الشهادة ، اللّهمّ إنّى أعهد إليك فى هذه الحيوة الدّنيا بأنّى أشهد أن لا إله إلّا أنت وحدك لا شريك لك ، و أنّ محمّدا عبدك و رسولك و إنّك إن تكلنى الى نفسى تقرّبنى من الشّرّ و تباعدنى من الخير و إنّى لا أثق إلّا برحمتك فاجعل لى عندك عهدا توفّينه يوم القيامة إنّك لا تخلف الميعاد ، چون اين بگويد مهرى بر وى نهند و در زير عرش بدارند و چون روز قيامت شود منادى ندا كند كه : اين الّذين لهم عند اللّه عهد ؛ كجايند آنان كه ايشان را بنزديك خداى عهديست ؟ ايشان را ببهشت بريد
[ وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً ]
جهودان گفتند : عزير پسر خداست ، و ترسايان گفتند : عيسى پسر خداست ، و مشركان گفتند :
فريشتگان دختران خدايند ، سخن ايشان اين بود كه گفتند : خداى فرزندى گرفته است و وى را فرزند است بدرستى كه به چيزى منكر آمدند و سخنى زشت گفتند ؛ كه نزديك شد از زشتى و سختى اين آسمانها از يكديگر شكافته شوند و پاره پاره گردند و كوهها در روى افتند و شكسته شوند و از جاى خود بروند و بر جاى نمانند ؛ از آنكه ايشان خداى را فرزند خواندند و فرزند بوى حوالت كردند . عبد اللّه عبّاس و أبّى كعب گفتند :
آسمان و زمين و جملهء خلايق بترسيدند جز جنّ و انس ، و فريشتگان بخشم آمدند و دوزخ بزفير آمد چون خداى را فرزند گفتند .