تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١

[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 92 تا 98 ]

وَ ما يَنْبَغِي لِلرَّحْمنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً ( 92 ) إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً ( 93 ) لَقَدْ أَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا ( 94 ) وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَرْداً ( 95 ) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا ( 96 ) فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا ( 97 ) وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً ( 98 ) و نسزد خداى را و نبايد و نشايد كه فرزند گيرد چه در حقّ او اين معنى محال باشد
[ إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ]
نيست هر آنكه در آسمان و زمين است الّا كه روز قيامت پيش خداى آيند بنده‌وار ذليل و مهين و خوار و حقير يعنى هيچ معبودى نباشد الّا كه او مقرّ و معترف باشد بعبوديّت و بندگى خداى ، او دعوى نكند خود را آنچه اين جماعت دعوى دارند از خداى وى
[ لَقَدْ أَحْصاهُمْ ]
ايشان را شمرده است بر سبيل اجمال و تفصيل ، و دانسته أحوال و اعمال ايشان ، هيچ چيز از علم او بيرون نيست و از دانش او خارج نه
[ وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ ]
و همگنان پيش وى آيند روز قيامت تنها نه با ايشان مال باشد و نه فرزند و نه خدم و نه حشم ، آنچه داشته باشند گذاشته چنان كه گفت : و لقد جئتمونا فرادى كما خلقناكم اوّل مرّة ، نگر تا به آنچه دارى مغرور نگردى ؛ كه بس برنيايد كه گويند : مرد مرد ، و آنچه كرد برد ، و آنچه داشت گذاشت
[ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ]
آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند ايشان را خداى تعالى در دل مردمان دوستى كند ، و در دل ايشان دوست گرداند و گفته‌اند كه : معنى اينست كه خداى ايشان را دوست دارد ، عبد اللّه عبّاس گفت : در ميان ايشان دوستى نهد تا يكديگر را دوست بدارند . براء بن عازب گفت : آيت در شأن امير المؤمنين على عليه السّلام آمد از آنكه روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وى را گفت : اى على بگوى : اللّهمّ اجعل عندك عهدا ، و اجعل لى فى صدور المؤمنين مودّة ؛ بار خدايا مرا نزديك خود عهدى كن ، و مرا در دل مؤمنان دوست گردان ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . ابو هريره روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : چون خداى تعالى بندهء را دوست دارد جبرئيل را گويد : من فلان بنده را دوست دارم تو نيز او را دوست دار ، جبرئيل او را دوست دارد آنگه جبرئيل در آسمانها ندا كند و گويد كه : خداى تعالى فلان را دوست دارد شما نيز او را دوست داريد ، أهل آسمانها او را دوست گيرند آنگه محبّت او در