تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
اين كافران بر سبيل طعن كه : چه بوده است اين پيغمبر را كه طعام مىخورد همچو ما ؛ و در بازار ميرود بطلب معاش چنان كه ما ميرويم ، چرا فريشتهء به او فرو نيايد از آسمان تا با او نذيرى و ترسانندهء باشد تا آنچه او ميگويد آن فريشته تصديق مىكند ، يا چرا گنجى به او فرو نمىافكنند تا او محتاج نباشد بطلب معاش چنان كه ما ، يا چرا او را بوستانى نيست كه او از آنجا خورد و آن ضيعت « 1 » طعمهء او باشد
[ وَ قالَ الظَّالِمُونَ ]
و اين ظالمان و كافران گفتند كه : شما متابعت نميكنيد مگر مردى را كه با وى سحر و جادوى كرده‌اند و گفتند : آيت در قصّهء ابن ابى اميّه آمد و أصحاب او ؛ و ذكر اين در سورهء بنى اسرائيل رفته است . آنگه بر سبيل تسلّى رسول را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اى محمّد بنگر كه چگونه ترا مثلها زدند و أقوال مختلف و نادر گفتند از آنكه نبوّت مشترك باشد ميان آدمى و فريشته
[ فَضَلُّوا ]
ايشان از حق گم گشتند و حيران و سرگشته شدند نميتوانند كه به آن راه برند « 2 » و ازين سبب است كه بر هيچ سخن قرار نميگيرند و بر آن اقامت نميكنند .
هامش
( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « ضيعه بالفتح آب و زمين و مانند آن و بسيار برآمد از غلّه و جز آن ؛ ضييعه بياء مصغّر آنست نه ضويعه بواو ؛ ضيع كعنب و ضياع كرجال و ضيعات جمع و حرفهء مرد و پيشهء آن و بازرگانى » . ( 2 ) - « نميتوانند كه به آن راه برند » ترجمهء « فلا يستطيعون سبيلا » است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن تحقيق نفيسى بيان كرده است به اين عبارت : «[ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا ]گمراهند ايشان و هيچ راهى نمييابند برشد و صواب ؛ و مراد بنفى استطاعت نه نفى قدرت است چو اگر نفى قدرت بودى تكليف ما لا يطاق بودى و در عقل عقلا مقرّر است قبح تكليف فعل بىآلت و قدرت و انّما مراد آنست كه بر ايشان گران ميآيد و سخت تا بمنزلت آنانند كه قدرت ندارند ؛ چنان كه يكى از ما گويد : فلان مرا نميتواند ديد و سخن مرا نميتواند شنيد و چشم آن ندارد كه در من نگرد ، و مانند اين ؛ و غرض از اين همه بغض و ثقل باشد . و بعضى دگر گفتند : معنى آنست كه اختيار هدى و راه راست نميكنند و مراد بنفى استطاعت اختيار و داعى است چنان كه گفت : هل يستطيع ربّك ان ينزّل علينا مائدة من السّماء ؛ و خلاف نيست در آنكه حواريان شاكّ نبودند در آنكه خداى قادر است بر فرستادن خوان . و وجه سيم در آيت آنست كه : فلا يستطيعون سبيلا الى ابطال أمرك ؛ اين كافران هيچ راه نمىيابند بابطال كار تو ؛ در كار تو متحيّرند » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 344 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)