صلاحيت آن ندارند بر ايشان حرجى و بزهء نيست در آنكه فرو نهند جامههاى خود را گفتند كه : مراد [ مقنعه ] است كه از بالاى خمار باشد و آن رداء كه از بالاى جامه باشد
[ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ ]
نه آنكه قصد ايشان اظهار زينت باشد و آنكه آشكارا كنند چيزى را كه ستر آن واجب باشد و اگر عفّت كنند و پارسائى نمايند به آنكه اين جامهها ننهند و چادر پوشند ايشان را بهتر باشد و خداى شنوا و داناست ؛ ميشنود آنچه ميگويند و ميداند آنچه ميكنند و پنهان ميدارند ؛ هيچ چيز برو پوشيده نيست .
[ سوره النور ( 24 ) : آيه 61 ]
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ لا عَلى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَواتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خالاتِكُمْ أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعاً أَوْ أَشْتاتاً فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَكَةً طَيِّبَةً كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 61 )
سعيد جبير گفت : سبب نزول آيت آن بود كه نابينايان و لنگان و بيماران احتراز كردندى از مؤاكلهء تندرستان و گفتندى كه : نبايد « 1 » كه خوش نيايد آنكه با ما طعام خورند ، و تندرستان نيز احتراز كردندى از مؤاكلهء ايشان ؛ خداى تعالى اين آيت فرستاد .
مجاهد گفت : جمعى از صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون در خانههاى ايشان طعام نبودى بخانهء يكى ازين جماعت كه ذكر ايشان در آيت است رفتندى و طعامى كه يافتندى بخوردندى و نابينايان و لنگان و بيماران ازين تحرّج كردندى خداى تعالى اين آيت فرستاد .
از زهرى روايت كردند كه او گفت : چون مسلمانان بغزا رفتندى كليدهاى خانه - هاى خود به كسانى دادندى كه خويش « 2 » ايشان بودندى از جملهء گذاشتگان از نابينايان
هامش
( 1 ) - يعنى مبادا .
( 2 ) - در يك نسخه : « خويشان » ؛ در برهان قاطع گفته : « خويش بكسر اول و ثانى معدوله بر وزن پيش معروف است كه اقوام و خويشاوند باشد » پس [ خويش ] بمعنى جمع هم آمده است و متن از آن قبيل است .