تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
يعنى هر ساعت ايشان را كارى بود بنزديك شما در سرا آيند و بروند ؛ دستورى خواستن هر بارى متعذّر بود ليكن درين سه وقت دستورى خواهند و در غير اين سه وقت دستورى نخواهند ؛ درآيند و بر شما حرجى نباشد
[ كَذلِكَ ]
همچنين خداى تعالى بيان كند احكام شرع را و خداى داناست و محكم‌كار است . مقاتل گفت : آيت در شأن زنى آمد نام او أسماء بنت مرثد ؛ او را غلامى بود بزرگ ، وقتى ناگاه در سراى شد و او را از آن كراهت آمد كه او بر حالتى بود كه نخواست كه غلام او را چنان بيند او بيامد و گفت : يا رسول اللّه اين غلامان و خدمتكاران ما در سراى ما مىآيند در اوقاتى كه ما را از آن كراهت است خداى تعالى اين آيت فرستاد و فرمود تا دستورى خواهند آنگه در سراى روند .

[ سوره النور ( 24 ) : آيات 59 تا 60 ]

وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( 59 ) وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 60 ) آنگه گفت : چون اطفال شما بحدّ بلاغت « 1 » رسند إمّا باحتلام يا بانبات يا بچهارده سالگى كه بايد دستورى خواهند چنان كه بالغان ديگر ، و همچنين خداى تعالى بيان مىكند آيات خود را در احكام شرع ؛ و خداى دانا و درستكار است ؛ آنچه كند و فرمايد از سر علم و حكمت باشد
[ وَ الْقَواعِدُ ]
و زنانى كه فرو نشسته باشند از حيض « 2 » و فرزندشان نباشد از پيرى اميد آن ندارند كه شوهر كنند ؛ از آنكه از آن حدّ گذشته باشند و
هامش
( 1 ) - كذا صريحا در تمام نسخ ، و در يك نسخهء نو نويس : « بلوغيّت » و در مجلّدات پيشين نيز به همين ترتيب در چند جا ( يعنى بلفظ بلاغت ) ذكر شده و وجه آن را نيز در ذيل بعضى از آن موارد گفتيم ؛ فراجع ان شئت ، ليكن بهتر آنست كه « بلوغ » در اينجا به كار برند مطابق قاعده و لغت عرب چنان كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيز آن طور تعبير شده است زيرا بلاغت بمعنى بليغ بودن در كلام مىباشد نه بالغ شدن در سنّ كه در اينجا مراد است . ( 2 ) - در يك نسخهء معتمد قديم : « و زنانى كه نااميد شده باشند » و تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و زنانى كه فرو نشسته باشند از آنكه حيض ببينند و فرزندان زايند و گفته‌اند كه : آنان باشند كه ايشان فرو نشسته باشند از آنكه شوهر كنند از كبر سنّ و قوله :[ لا يَرْجُونَ نِكاحاً ]دو وجه گفتند در او ؛ يكى آنكه اميد آن ندارند كه مناكحه كنند از آنكه گذشته باشند از حد آن ، و دوّم آنكه صلاحيت خلوت ندارند هم از اين سبب » .