تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
دهند شما را ، و چون جواب عند سلام واجب باشد همچنان باشد كه آن سلام بر خود كرده باشد . عبد اللّه مسعود از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه او گفت : السّلام اسم من أسماء اللّه فأفشوه بينكم فانّ الرّجل المسلم اذا مرّ بالقوم فسلّم عليهم فردّوا عليه كان له عليهم فضل درجة بذكره ايّاهم بالسّلام ، فان لم يردّوا عليه ردّ عليه من هو خير منهم و أطيب ؛ سلام نامى است از نامهاى خداى تعالى ؛ فاش داريد آن را در ميان خود كه مرد مسلمان چون بقومى بگذرد و بر ايشان سلام كند و ايشان او را جواب بازدهند او را بر ايشان زيادتى درجه بود ، و اگر ايشان او را جواب ندهند آنكه از ايشان بهتر و فاضلتر بود و پاكيزه‌تر يعنى فريشتگان وى را جواب دهند . در خبرست كه ميان آنكه سلام كند و آنكه جواب دهد صد جز و ثواب باشد نود و نه آن را باشد كه سلام كند و يكى آن را كه جواب دهد ؛ براى آنكه او ابتدا كرد و اختيار آن كرد كه سلام كند بر مسلمانى بعضى ديگر گفتند كه : معنى اينست كه چون در خانهء خود باشى بر اهل خود سلام كن و بر عيال خود ، و اگر در سرا كسى نبود بگو : السّلام علينا من ربّنا ، السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين ، السّلام على أهل البيت و رحمة اللّه و بركاته « 1 » . أنس مالك گفت : من خدمت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميكردم مدّتى ؛ هرگز مرا نگفت در كارى كه كردم : چرا كردى ؟ - و اگر چيزى بشكستمى نگفتى كه : چرا شكستى ؟ - روزى
هامش
( 1 ) - - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافة : « ابو هريره روايت كرد از رسول عليه - السلام كه گفت كه : چون يكى از شما باهل مجلسى رسد بايد تا سلام كند اگر خواهد كه بنشيند بنشيند و چون خواهد برود نيز سلام كند كه آن اوّل اوليتر است از اين آخر . و رسول عليه - السلام گفت : أفشوا السّلام تسلموا ؛ سلام فاش كنيد تا سلامت يابيد ، و همچنين گفت : أفشوا السلام و أطعموا الطّعام و صلوا الارحام و صلّوا بالليل و النّاس نيام تدخلوا الجنّة بسلام ؛ گفت : سلام فاش داريد ، و طعام بدهيد ، و رحم بپيونديد ، و بشب نماز كنيد و مردم خفته باشند تا ببهشت رويد بسلامت . و رسول عليه السّلام گفت : السّلام تحيّة لملّتنا و امان لذمّتنا ؛ سلام تحيّت ملّت ماست و امان ذمّت ما ؛ از آنجا گفت عليه السّلام كه : السّلام للرّاكب على الرّاجل ، و للقائم على القاعد ؛ گفت : سلام سوار را بايد كرد بر پياده ، و ايستاده را بر نشسته ؛ براى آنكه [ سلام ] براى سلامت نهاده‌اند و از روى ظاهر ايستاده با سلامت‌ترست از نشسته و سوار از پياده ؛ ايشان از اينان خائفند اينان سلام بگويند تا ايشان را امان حاصل شود » .