تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣

[ سوره النور ( 24 ) : آيات 56 تا 58 ]

وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ( 56 ) لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصِيرُ ( 57 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ( 58 ) نماز بپاى داريد و اوقات او و شرايط و حدود او بجاى آريد ، و زكات مال بدهيد ، و طاعت پيغمبر داريد ، و فرمان وى بريد تا باشد كه بر شما رحمت كند . آنگه گفت : اى محمّد تو مپندار آنان را كه به من كافر شدند كه ايشان عاجز توانند گردانيد مرا در زمين از آنكه ايشان را عذاب كنم يا اگر خواهم كه ايشان را بجبر از كفر بازدارم نتوانم ؛ توانم ؛ امّا حكمت راه نميدهد با تكليف جبر كردن ؛ بر مكلّفان جبر نكند و اختيار دهد ، آنان كه كفر اختيار كنند مأواى ايشان دوزخ است و بد جاى بازگشتن است دوزخ . آنگه خطاب كرد مؤمنان را و گفت : اى مؤمنان بايد كه دستورى خواهند از شما آنان كه بندگان شمااند و آنان كه از شمااند و بحدّ بلوغ نرسيده‌اند يعنى از آزادان ايشان نيز بايد كه كه دستورى خواهند در شبانه روزى سه بار ؛ يكى پيش از نماز بامداد ، و يكى وقت نماز پيشين كه وقت قيلوله باشد ، و ديگر پس از نماز خفتن و آنگه علّت آن گفت كه : اين سه عورتست يعنى سه وقت است كه مردم درين سه وقت برهنه باشند و زنان سرگشاده و با جامه‌هاى كوتاه و ايزار « 1 » پاى « 2 » بر حسب عادت بيرون كرده باشند آنگه گفت :
[ لَيْسَ عَلَيْكُمْ ]
بر شما و بر ايشان هيچ حرجى و بزهء نيست پس ازين سه بار ، و اين سه وقت را [ عورت ] براى آن گفت كه مردم تحلّل كنند ستر عورت را درو
[ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ ]
اين بندگان و كودكان طواف كنندگان و گردندگانند بر شما بعضى بر بعضى
هامش
( 1 ) - كذا در نسخ قديمه ؛ و گذشت كه اين تعبير در كتب فارسى قديم بمعنى ازار به كار رفته . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « ازار پا بكسر اوّل و رابع و باى فارسى بالف كشيده شلوار و تنبان را گويند » .