تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
أمّت بر دو قول‌اند قومى گفتند : خلافت بنصّ باشد نه به اختيار ، و قومى گفتند كه : به اختيار باشد ؛ آنان كه گفتند : خلافت بنصّ خدا باشد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛ خليفه على را و فرزندان وى را گفتند ، و آنان كه به اختيار گفتند بخلافت صحابه گفتند ، پس آنكس كه گفت كه خليفه باستخلاف خداى باشد و جز على باشد ؛ قول او قولى باشد ثالث ؛ خارق « 1 » اجماع ، و آنان كه در حقّ صحابه دعوى نصّ كردند قول ايشان باطل است ؛ چه اگر از خداى يا از پيغمبر نصّى بودى ، به اختيار أمّت و اجماع ايشان بر ابو بكر حاجت نبودى ، و همچنين بنصّ ابو بكر بر عمر ؛ آنگه بمشورت و شورى در امامت و خلافت عثمان . ديگر گفت : « چنان كه آنانرا كه پيش ازيشان بودند » و آنان كه خداى ايشان را خليفه كرد آدم عليه السّلام بود فى قوله : انّى جاعل فى الارض خليفة ؛ و داود عليه السّلام بود فى قوله : يا داود إنّا جعلناك خليفة فى الارض ؛ و هارون بود فى قوله : هرون اخلفنى فى قومى ؛ و معلوم است كه استخلاف برين وجه نه در حقّ صحابه بود و نه در حقّ أمّت ، و اگر چنان بودى كه وعده سابق شده بودى از خداى در حقّ ايشان باستخلاف ؛ اين صريح نصّ بودى ، و با اين همه حاجت نبودى باجماع أمّت و بيعت ايشان . و تمكين از دين چنان كه در آيت صفت آن كرد نه در عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و نه در عهد صحابه و نه امروز هست ؛ اين آن روز خواهد بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما ؛ و أما « تبديل خوف بأمن » معلوم است كه اين بر عموم حاصل نيست . مگر در بعضى مواضع . و اينكه گفت :
[ يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً ]
پوشيده نيست كه مسلمانى نسبت با كافرى اندكى است از بسيارى ، پس آيت لايق نيست و معنى او مطّرد نيست الّا بخلافت و امامت مهدى عليه السّلام كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوى اشارت كرد و أمّت بر آن اجماع كردند بر - جمله ؛ و اگرچه در تعيين آن خلاف كردند ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : لو لم يبق من الدّنيا الّا يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يخرج رجل من ولدى يواطىء اسمه اسمى و كنيته كنيتى يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما ؛ گفت : اگر از دنيا نماند الّا يك روز پس خداى تعالى آن روز را دراز گرداند تا بيرون آيد مردى از فرزندان من همنام من باشد و هم كنيت من ؛ زمين را پر از عدل و انصاف كند پس از آنكه پر از
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ : « خارج اجماع » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 330 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)