و فى اليمين ما أنت واعده * ما دلّ أنّك فى الميعاد متّهم
حق تعالى گفت « 1 » :
[ قُلْ ]
بگو : اى محمّد اين منافقان را :
[ لا تُقْسِمُوا ]
سوگند ميخوريد
[ طاعَةٌ ]
فرمانبردن و طاعت داشتن شما را بهتر و نيكوترست ازين سوگند خوردن ؛ مجاهد گفت : معنى اينست كه : طاعت چنين به زبان كه به آن وفا نباشد و با آن كردار نباشد و آن دروغ باشد يعنى سوگندى بىاعتقاد طاعتى است معروف بشما كه منافقانيد يعنى طاعت شما مثل اين باشد ؛ بدرستى كه خداى تعالى داناست به آنچه شما ميكنيد و آگاه است از آنچه در دل داريد
[ قُلْ ]
بگو اى محمّد كه : طاعت داريد خداى را و رسول خداى را ، و اگر برگرديد و اعراض كنيد بر رسول آن باشد كه برو نهاده است از تكليف ، و بر شماست آنچه بر شما نهاده باشد ، شما را بازخواست نكنند از آنچه او كرد ، و او را نيز بازخواست نكنند از آنچه شما كرديد ، هر يكى را به آنچه كرده باشد مطالبه كنند و جزا دهند ، و اگر شما رسول را طاعت داريد و فرمان او بريد راه راست يابيد ، و بر پيغمبر نيست الّا رسانيدن هويدا و روشن ، بر او آن بود كه دعوت كند و بترساند از عقوبت ، و آنچه لطف و اقدار و تمكين است بخداى تعلّق دارد ، و آنچه امتثال مأمور به است و تولّى فعل و گزاردن آن بر وجه مأمور به تعلّق بمكلّف دارد .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و نزديك است به اين قول شاعر كه گفت :و أكذب ما يكون أبو المعلّى * اذا آلى علينا بالطّلاقو هم در سوگند دروغ كه گفت :حلفت ألف يمين غير صادقة * مطرودة ككعوب الرّمح فى نسقحق تعالى گفت :[ قُلْ ]يا محمّد بگو اين منافقان را :[ لا تُقْسِمُوا ]سوگند مخوريد[ طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ ]اى هذا القول منكم باللّسان طاعة معروفة . اين گفتار از شما طاعتى است معروف يعنى اين طاعت چنين به زبان كه با آن وفا نباشد و با آن كردار نباشد و آن گفتارى دروغ بود و سوگند بىاعتقاد طاعتى است معروف بشما كه منافقانيد ؛ و اين قول مجاهد است برين قول[ طاعَةٌ ]خبر مبتدائى باشد محذوف ، و دگر مفسّران گفتند : طاعة معروفة خير من قولكم و قسمكم ؛ طاعت معروفه چنان كه دگر مسلمانان ميكنند بهتر از اين گفتار دروغ و سوگند دروغ باشد ؛ بر اين قول[ طاعَةٌ ]مبتدا باشد و[ مَعْرُوفَةٌ ]صفت او باشد و خبر او محذوف مقدّر ؛ أى خير و أمثل » .