تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
زمينى كه او از على خريده بود و در آن زمين سنگ بسيار بود خواست كه ردّ كند بعيب ؛ نپذيرفت گفت : تا پيش رسول رويم بحكومت ، حكم بن العاص عثمان را گفت : اگر پيش او روى بحكومت ؛ حكم براى پسر عمّ خود كند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و بيان كرد كه حال ايشان در ايمان و اسلام اينست كه : اگر حق با ايشان نبود بحكومت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم راضى نشوند
[ وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ ]
و اگر حق ايشان را باشد پيش رسول آيند مطيع و منقاد و گردن نهنده مر حكم وى را ، اى در دلهاى ايشان بيمارى هست يعنى نفاق يا خود بشكّ افتاده‌اند و اين خود چنين است امّا استفهام كه كرد براى تقريع و توبيخ را كرد چنان كه يكى ميگويد جاهلى را : همانا تو جاهلى و ترا علمى نيست به اين كار ؛ با آنكه داند كه او چنين است ، تا جهل برو تقرير كند
[ أَمْ يَخافُونَ ]
يا خود ميترسند كه رسول خداى بر ايشان حيف كند و حكم به حق نكند . آنگه گفت : نه كه ايشان ظالم و ستمكاره‌اند بر نفس خود ظلم ميكنند كه از حكم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عدول ميكنند و به حكم كعب اشرف راضى ميشوند ؛ آنگه بيان حال مؤمنان كرد و گفت : بحقيقت مؤمنان گفتار ايشان آن باشد چون ايشان را دعوت كنند با خداى و رسول خداى تا حكم كند ميان ايشان ؛ گويند : شنيديم و طاعت داشتيم ، مطيع و منقاديم حكم خداى را و حكم رسول خداى را ؛ و اينانند كه مفلحان و رستگارانند .
[ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ]
و هر كه طاعت دارد خداى را و رسول خداى را و فرمان ايشان را منقاد شود و از مخالفت ايشان بترسد ايشان ظفر يافتگان باشند بمراد ، و رسندگان باشند بمطلوب .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 326 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)