تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
راه نمايد آن را كه خواهد به راه راست از لطف و حكم و تسميه . آنگه خبر داد از آنچه منافقان گفتند كه
[ وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ ]
و ميگويند اين منافقان كه : ما ايمان آورديم بخداى و پيغمبران خداى و طاعت داشتيم ؛ اين ميگويند به زبان ؛ آنگه پشت برميكنند و برميگردند گروهى از ايشان بعد ازين گفتار كه گفتند ؛ و اينان بر حقيقت مؤمن نيستند . مفسّران گفتند : اين آيت در حقّ مردى آمد منافق نام او بشر و خصمى جهود بود او را ؛ ايشان را در زمينى خصومت افتاد جهود خواست منافق را بحكومت پيش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آورد منافق گفت : به حكم او راضى نيستم كه او حيف مىكند ؛ بيا تا پيش كعب اشرف رويم كه او مهتر جهودانست ؛ خداى تعالى اين آيت فرستاد .

[ سوره النور ( 24 ) : آيات 48 تا 52 ]

وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ ( 48 ) وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ ( 49 ) أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( 50 ) إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 51 ) وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ ( 52 ) حق سبحانه و تعالى گفت : اين منافقان ميگويند كه : ما به خدا و رسول خداى ايمان داريم و طاعت و فرمان ميبريم ، و ايشان دروغ ميگويند و بر حقيقت مؤمن نيستند و علامت و نشان اين آنست كه چون ايشان را دعوت كنند به خدا و رسول تا رسول ميان ايشان حكم كند تو همى ناگاه بينى جمعى را از ايشان كه اعراض كنند و به حكم خدا و رسول راضى نشوند . ابو القاسم بلخى آورده است كه « 1 » : اين مخاصمت ميان على و عثمان بود در
هامش
( 1 ) - پوشيده نماند كه اين روايت را من در تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيافتم ليكن طبرسى ( ره ) آن را نقل كرده و نصّ عبارت او در مجمع البيان اين است : « و حكى البلخىّ أنّه كانت بين علىّ و عثمان منازعة فى أرض اشتراها من علىّ فخرجت فيها احجار و أراد ردّها بالعيب فلم يأخذها فقال : بينى و بينك رسول اللّه ( ص ) فقال الحكم بن أبى العاص لعثمان : ان حاكمته الى ابن عمّه حكم له فلا تحاكمه ؛ فنزلت الايات و هو المروىّ عن ابى جعفر ( ع ) او قريب منه » . مولى فتح الله ( ره ) در منهج الصادقين بعد از نقل اين حكايت بلخى گفته : « و گويند كه : اين مخاصمه ميان مغيرة بن وائل بود و امير المؤمنين صلوات اللّه عليه در آب و زمينى كه از او خريده بود آن حضرت چندانكه خواست كه وى را نزد رسول برد ميسّر نشد زيرا ميگفت : محمّد مرا دشمن ميدارد ميترسم كه بر من در اين باب ستمى كند ؛ حق تعالى اين آيه را انزال فرمود كه اقرار برسول و فرمانبردارى او ميكنند و از حكم خدا و رسول سر مىپيچند و روى ميتابند » .