كه بر آن مستحقّ چيزى شوند و نباشد ؛ از آنجا كه بموقع قبول نباشد چون شرايط قبولش حاصل نباشد گفت : آنان كه ايشان كافرانند أعمال ايشان و كردار ايشان چون كورابى است « 1 » كه به زمين هامون و هموار باشد كه از دور چون تشنه بيند پندارد كه آبست ، آنگه كه بنزديك وى رسد هيچ چيز نباشد ، همچنين باشد اعمال كافران كه گمان مىبرند كه كارى ميكنند چنان كه گفت : و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعا ؛ چون بوقت جزا رسد هيچ محصول نباشد آن را « 2 » و آنچه گمان برده باشند بر خلاف آن بود
[ وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ ]
و خداى را يابد نزديك آن يعنى جزاى خدا يابد بر وفق عمل خود ؛ يا خداى را يابد شمار كننده و جزا دهنده وى را ؛
[ فَوَفَّاهُ ]
پس شمار او تمام كند و جزاى او بكمال بوى رساند و او خداى زود حساب است ؛ حساب خلقان همه بيكبار برآرد و منع نكند او را حساب بعضى از بعضى ؛ و اين دليل كند كه خداى تعالى متكلّم است نه بآلت چه اگر متكلّم بآلت بودى ممكن نبودى او را حساب كردن خلقان در يك وقت . آنگه تشبيهى ديگر كرد اعمال ايشان را در خالى بودن از نور و وصف كردن آن بظلمت از سبب بطلان او ؛ به آنكه گفت : يا عمل ايشان چون تاريكيهاست در درياى دور فرو « 3 » و بسيار آب كه به او رسد و بپوشد او را موجى كه از زير آن و بالاى آن موجى باشد و از
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « چون بوقت محصول رسند هيچ محصول نباشد ايشان را » .
( 2 ) - نگارنده راست در اشاره به اين مطلب ضمن قصيدهء بعد از ذكر اهلبيت عصمت عليهم السلام :« خصمهم أعماله يو * م التّنادى كالسّراب »« انّما الاعمال قشر * و هواهم كاللّباب »« عرش قلب ليس نقش * الحبّ فيه كاليباب »« قصر صدر ليس فيه * ذا الهوى دار الخراب »( 3 ) - در برهان قاطع گفته : « دور فرو بضمّ اوّل و كسر فا و راى بواو رسيده چيزى بسيار عميق و صاحب قعر باشد » .