تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
امّا بر قول آنان كه گفتند : مراد به « بيوت » خانهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و أهل البيت او ؛ اين صفات خود نعت و سيرت ايشان است از ذكر خداى و بپاى داشتن نماز و دادن زكات تا در خبرست كه امير المومنين على عليه السّلام در شبانه روزى هزار ركعت نماز كردى بيرون از فرايض و سنن ، و همچنين زين العابدين عليه السّلام ، أمّا ايتاء الزّكوة در اسلام و پيش از اسلام كس جمع نكرد ميان نماز و زكات جز أمير المؤمنين على عليه السّلام كه او در نماز زكات داد به ركوع تا در حقّ او آمد :
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
. آنگه گفت با اين همه عبادات كه كنند از خداى خود ترسند
[ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ ]
ترسند از روزى كه در آن روز چشمها برگردد و دلها مضطرب گردد و چشمها پهن بازماند ، و اين هم در ايشان محقّق است : انّا نخاف من ربّنا يوما عبوسا قمطريرا ؛ و اضطراب و انديشه در آن باشد كه مرد هالك است يا ناجى و از اهل دست راست است يا دست چپ ؟ نامه‌اش را بدست راست دهند يا به چپ ؟ سفيد باشد يا سياه ؟ ندا بسعادت كنند وى را يا بشقاوت ؟ . آنگه بيان كرد كه : اين همه براى چه كنند
[ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا ]
براى آن تا خداى ايشان را جزا دهد نيكوتر از آنچه كرده باشند از ثواب و بيفزايد ايشان را از فضلش و آن تفضّل باشد كه بر سرى بود از ثواب ، و خداى تعالى روزى دهد آن را كه خواهد بيحساب و بيشمار .

[ سوره النور ( 24 ) : آيات 39 تا 40 ]

وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ ( 39 ) أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ ( 40 ) حق تعالى درين آيت اعمال كافران را مثل زد و تشبيه كرد بسراب آب نماى چنان كه كوراب « 1 » از دور آب نمايد و نباشد اعمال ايشان نيز پندارند كه عمليست
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع در حرف كاف تازى گفته : « كوراب بر وزن دوشاب كسى را گويند كه بسيار تشنه باشد و آب اندك خورد و سراب را نيز گفته‌اند و آن شوره زمينى باشد در صحرا كه از دور به آب ميماند و به اين معنى با گاف فارسى هم آمده است » و در حرف گاف فارسى نيز گفته : « گوراب با ثانى مجهول بر وزن شوراب زمين شوره زارى باشد در صحرا كه از دور به آب ميماند و به عربى آن را سراب گويند » .