تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
نور باشد ، و علمش نور باشد ، و مدخلش نور باشد ، و مخرجش نور باشد ، و مرجعش روز قيامت با نور باشد . حسن بصرى گفت : مثل قرآن در دل مؤمن همچو چراغى است كه بروشنائى او منتفع شوند و ازو چراغها افروزند بىآنكه درو نقصانى باشد ؛
[ مِصْباحٌ ]
قرآنست ، و [ آبگينه ] دل مؤمن است ، و [ مشكوة ] دهن و زبان اوست ، و [ درخت مبارك ] درخت وحى است .
[ يَكادُ زَيْتُها ]
يعنى نزديك است كه حجج قرآن روشن شود او را پيش از آنكه برو خوانند چون در آن تفكّر و تأمّل كند ، اين قرآن نورى است بر نورى يعنى اين قرآن ادلّهء سمعى است بر سر ادلّهء عقلى . آنگه گفت . اين نور الطاف و توفيق عزيز است بآنكس دهم كه خواهم از آن كسانى كه ايشان را صلاحيت آن باشد . محمّد باقر عليه السّلام گفت « 1 » : [ مصباح ] نور علم است در سينهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و [ زجاجه ] سينهء علىّ بن ابى طالب است كه علم خود در سينهء وى وديعت نهاد
[ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ ]
نزديكست كه عالمى از آل محمّد سخن گويد به آن علم پيش از آنكه از وى پرسند
[ نُورٌ عَلى نُورٍ ]
امامى مؤيّد بنور علم و حكمت بر أثر امامى از آل محمّد تا قيامت ، خداى تعالى به اين نور هدايت كند و راه نمايد آن را كه خواهد به آنكه لطف كند با وى چون داند كه صلاحيت آن دارد و او به همه چيزى عالم است .

[ سوره النور ( 24 ) : آيات 36 تا 38 ]

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ ( 36 ) رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ ( 37 ) لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ( 38 ) اين چراغ در خانه‌هائيست « 2 » و قيل : توقد فى بيوت ؛ در خانه هائى افروخته شود .
هامش
( 1 ) - اين روايت در تفسير ابو الفتوح ( ره ) به نظر من نرسيد . ( 2 ) - اشاره بوجه اتّصال آيه بما قبل آنست ؛ أبو الفتوح ( ره ) گفته : « قوله :[ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ ]در نظم اين آيه خلاف كردند و در آنكه اين ظرف متعلّق چيست ؟ بعضى گفتند : تقدير آنست كه : المصباح فى بيوت ، و قيل : توقد فى بيوت ، و بهينهء أقوال آنست كه : فى بيوت صفتها كذا يسبّح رجال ؛ آنگه در بيوت خلاف كردند ؛ بعضى گفتند : مساجد است ؛ سعيد جبير روايت كرد از عبد اللّه عبّاس ( تا آخر ) » .