تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
جمعى مفسّران گفتند : اين درخت بزمينى باشد كه هيچ كوهى و واديى او را باز نپوشد ببامداد و شبانگاه همه روز آفتاب برو تافته باشد ، نه آن بود كه وقت شروق يا وقت غروب بر وى تابد تا توان گفتن كه : شرقى است يا غربى ؛ و برين قول معنى آنست كه : هم شرقى باشد و هم غربى باشد ، و هر چه چنين باشد زيتون او پرورده باشد و روغن او روشنتر باشد . و بعضى ديگر گفتند كه : معنى آنست كه منبت او در زمينى باشد معتدل ؛ شرقى نيست كه سردسير باشد و غربى نيست كه گرمسير باشد و تخصيص زيتون براى آن كرد كه روغن او روشنتر و صافىتر باشد . و گفتند : براى آنكه منبت او در شام و بيت المقدس است كه منزل أنبيا و أولياست و زمين مقدّس است و هفتاد پيغمبر به او تبرّك كرده‌اند و از جملهء ايشان يكى ابراهيم عليه السّلام است . از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده‌اند كه او گفت : كلوا الزّيت و ادّهنوا به فانّه من شجرة مباركة ؛ روغن زيت بخوريد و در خود ماليد كه او از درختى مبارك است . عبد اللّه بن ثابت أنصارى پسران را بنشاند و پارهء روغن زيت بياورد و گفت : سرها را به اين روغن چرب كنيد گفتند : ما را نمىبايد ، عصا برگرفت و ايشان را بزد ؛ و گفت : أ ترغبون عن دهن رسول اللّه ؛ رغبت ميكنيد « 1 » از روغن رسول خداى ؟ !
[ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ ]
آنگه گفت كه : نزديكست كه روغن برو روشنائى دهد از صفا و ضيايش و اگرچه آتش بوى نرسيده باشد
[ نُورٌ عَلى نُورٍ ]
نورى باشد كه بر نورى متراكب و متراكم از غايت ضياء و روشنى خداى راه نمايد بنور خود آن را كه خواهد و مثلها زند براى مردمان تا ايشان انديشه كنند و بعلم آن منتفع گردند و خداى به همه چيزى دانا و عالم است . عبد اللّه عبّاس گفت : كعب الاحبار را ازين آيت پرسيدم گفت كه : اين مثل است كه خداى تعالى زد رسولش را أمّا [ مشكاة ] سينهء اوست ، و [ زجاجه ] دل اوست ، و [ چراغ ] كه دروست نور نبوّت است ، و [ درخت مباركه ] درخت نبوّت است
[ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ ]
نزديكست كه كار محمّد آشكارا شود هر كس را و اگرچه او سخن نگويد چنان كه اين
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « رغبت مينمائى » يعنى اعراض از آن مينمائيد ؛ زيرا « رغب فيه » و « رغب اليه » بمعنى « ميل كرد به آن » مىباشد و « رغب عنه » بمعنى « اعراض كرد و روى گردانيد از آن » است و در بعضى نسخ : « رغبت نميكنيد » .