تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
اگر نه فضل و رحمت خداى راستى بر شما كه مسلمانيد هم در دنيا و هم در آخرت بشما برسيدى در آنچه ميگوئيد و شروع ميكنيد ازين سخنان افك و دروغ عذابى دردناك
[ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ ]
چون فرا گرفتى « 1 » آن دروغ را از دهن بهرى و بشنيدى « 2 » و راست پنداشتى « 3 » و بگفتى « 4 » بدهنهاى خود يعنى به زبان خود آنچه شما را به آن علمى حاصل نيست و پنداشتى « 5 » كه اين آسان است يعنى خوار ميداشتى آن را و كوچك ؛ و آن خود نزديك خداى بزرگ است ، صفت كرد ايشان را به آنكه سه گناه را ارتكاب كردند و رسيدن عذاب بايشان به آن متعلّق گردانيد ؛ يكى سخن گفتن به آن تا آن فاش و منتشر شد ، و دوّم آنكه گفتند آنچه ندانستند ، و سيم آنكه آن را آسان و خوار پنداشتند
[ وَ لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ]
چرا چون اين سخن بشنيدى نگفتى « 6 » كه ما را نسزد و روا نباشد كه به اين سخن گوئيم و از بزرگى و زشتى اين سخن تعجّب ننمودى و نگفتى « 7 »
[ سُبْحانَكَ ]
پاكى و منزّهى تو اى بار خدايا اين كه گفتند و ميگويند بهتانى بزرگست و دروغى سخت و « بهتان » دروغى باشد كه صاحبش چون بشنود مبهوت و متحيّر بماند . آنگه گفت :
[ يَعِظُكُمُ اللَّهُ ]
خداى تعالى وعظ ميگويد شما را و پند ميدهد از آنكه با سر مانند آن سخن رويد يعنى تا با سر آن نرويد اگر شما مؤمنانيد و بخداى ايمان داريد
[ وَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ ]
و خداى تعالى براى شما آيات و دلالات را هويدا مىكند و روشن ميگرداند و خداى تعالى دانا و درستكار و درست گفتار است ؛ باحوال خلقان بر عموم عالم است و بحديث عايشه و صفوان و برائت ساحت ايشان از تهمت ؛ و محكم كار و درست كردار است .
هامش
( 1 ) - يعنى گرفتيد و بشنيديد و پنداشتيد و بگفتيد و پنداشتيد و بشنيديد نگفتيد و تعجّب ننموديد و نگفتيد . ( 2 ) - يعنى گرفتيد و بشنيديد و پنداشتيد و بگفتيد و پنداشتيد و بشنيديد نگفتيد و تعجّب ننموديد و نگفتيد . ( 3 ) - يعنى گرفتيد و بشنيديد و پنداشتيد و بگفتيد و پنداشتيد و بشنيديد نگفتيد و تعجّب ننموديد و نگفتيد . ( 4 ) - يعنى گرفتيد و بشنيديد و پنداشتيد و بگفتيد و پنداشتيد و بشنيديد نگفتيد و تعجّب ننموديد و نگفتيد . ( 5 ) - يعنى گرفتيد و بشنيديد و پنداشتيد و بگفتيد و پنداشتيد و بشنيديد نگفتيد و تعجّب ننموديد و نگفتيد . ( 6 ) - يعنى گرفتيد و بشنيديد و پنداشتيد و بگفتيد و پنداشتيد و بشنيديد نگفتيد و تعجّب ننموديد و نگفتيد . ( 7 ) - يعنى گرفتيد و بشنيديد و پنداشتيد و بگفتيد و پنداشتيد و بشنيديد نگفتيد و تعجّب ننموديد و نگفتيد .