تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
فريشتگان كه ايشان حصر أعمال بندگان دانند
[ قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ ]
خداى گويد ايشان را كه : شما مقام نكرديد مگر اندكى اگر ميدانيد ، و اين تصديق است كه خداى ايشان را كند در قلّت و اندكى سالهاى ايشان در دنيا باضافت با خلود ايشان در آتش دوزخ و توبيخ است ايشان را بر غفلتى كه در دنيا بر آن بودند
[ أَ فَحَسِبْتُمْ ]
اى « 1 » مىپنداريد شما كه ما شما را بعبث آفريديم و ببازى و آنگه شما را بازگشت با ما نخواهد بودن ؟ ! اوزاعى گفت : شنيدم كه خداى را فريشته ايست كه هر روزى ميگويد : الا ليت الخلق لم يخلقوا ؛ اى كاشكى تا خلقان را نيافريده بودندى ، و كاشكى چون آفريدند بدانستندى كه ايشان را بچه كار آفريده‌اند ، و بچه كار مشغول خواهند بود ، تا انديشه كردندى كه ايشان چه ميكنند و در چه چيزاند ؟ گفتند كه : خداى تعالى خلقان را براى نعمت بر ايشان آفريد ؛ چه غرض او در خلق جمادات نفع احياست و غرض او در خلق أحيا نفع مكلّفان است عاجلا و آجلا ؛ تا ببهرى منتفع شوند ، و در بهرى نظر كنند ، و تحصيل معارف كنند و بدان مستحقّ ثواب شوند « 2 » . از صادق عليه السّلام پرسيدند « 3 » كه حق تعالى خلقان را چرا آفريد ؟ - گفت : براى آن تا نعمتهائى كه در لم يزل مقدور او بود اظهار كند خلقان را در لايزال ، و افاضت احسان خود بر ايشان كند آنگه گفت : انّ اللّه خلق الخلق و كان غنيّا عن خلقهم ؛ لم يخلقهم لجرّ منفعة و لا لدفع مضرّة ؛ و لكن خلقهم و أحسن اليهم و أرسل اليهم الرّسل ليفصلوا بين الحقّ و الباطل ، فمن أحسن كافأه بالحسنة ؛ و من أساء كافأه بالنّار ؛ گفت : خداى تعالى خلقان را بيافريد و ازيشان مستغنى بود ؛ نه از براى جرّ منفعتى آفريد ايشان را و نه
هامش
( 1 ) - يعنى آيا . ( 2 ) - مطابق اين بيان است آنچه مولوى در معنى حديث قدسى نظم كرده :« من نكردم خلق تا سودى كنم * بلكه تا بر بندگان جودى كنم »( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « محمّد بن خالد البرقى روايت كرد از پدرش از محمّد بن أبى نصر كه از صادق عليه السّلام پرسيدند ( تا آخر ) » نگارنده گويد : گويا مراد احمد بن محمّد بن خالد و احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى است و اطلاق از قبيل اطلاق نام پدر بر پسرست كه در آن دوره معمول و مرسوم بوده مانند اطلاق سعدى نام حسن ميمندى را بر پسرش أحمد ؛ و تحقيق اين مطلب را در تعليقات نقض بطور مبسوط كرده‌ام ؛ فمن أراده فليراجعه .