تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
آتش دوزخ رويهاى ايشان را ميسوزد و ايشان در آنجا ترش رويان باشند ؛ عبد اللّه مسعود را گفتند : [ كلوح ] چه باشد ؟ - گفت : آنكه لبها از هم باز شود چنان كه دندانها پيدا شود ؛ آنگه گفت : سر گوسفند بريان كرده ديده باشى دندانها پيدا شده ؛ همچنان باشند . ابو سعيد خدرى از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد درين آيت كه گفت : چون آتش دوزخ به دو رسد لب زيرينش بر بالا جهد چندانى كه بميان سرش رسد و لب زيرينش چندانى فرو افتد كه تا بنافش رسد
[ أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي ]
در آن حال دوزخيان را گويد : نه آيات من بشما آمد ؟ ! و آن را بر شما ميخواندند و شما تكذيب آن ميكرديد و بدروغ ميداشتيد ؟ !

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 106 تا 110 ]

قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ ( 106 ) رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ ( 107 ) قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ ( 108 ) إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ( 109 ) فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ ( 110 ) ايشان در جواب گويند : بار خدايا آيات تو بما آمد امّا شقاوت و بدبختى ما بر ما غلبه كرد [ شقاوت ] مضرّتى بود كه بعاقبت برسد و [ سعادت ] منفعتى بود كه بعاقبت برسد و معصيت را براى آن شقاوت خواند كه عاقبت آن دوزخ و عقاب باشد
[ وَ كُنَّا قَوْماً ]
و ما در دنيا گروهى بوديم از راه بگشته و حق را با گوشهء نهاده ، آنگه دعا كنند و در تمنّاى محال گيرند و گويند : بار خدايا ما را ازين دوزخ بيرون آر و با دنيا بر كه اگر تو ما را با دنيا برى و بازگرديم و با سر گمراهى رويم و با سر معصيت ؛ ما گروهى ستمكاران باشيم با آنكه اين گويند اگر ايشان را با دنيا آرند با سر معصيت روند براى آنكه شهوت عاجل باشد و مهلت در پيش و ملجأ نباشند ازينجا گفت :
[ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ ]
حسن بصرى گفت : اين آخر كلام دوزخيان باشد دگر از پس اين تمكين نكنند ايشان را از سخن گفتن بلكه گويند :
[ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ ]
در شويد در دوزخ و دور باشيد چنان كه سگان دور باشند و با من سخن مگوئيد درين باب كه مسموع نخواهد شدن و عقاب از شما دفع نخواهد كردن
[ إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ ]
بدرستى كه