تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
ايشان سخن منكر گويند تو در برابر حجّت گوى و موعظت كن و پند ده ايشان را تا از آنچه ميگويند و ميكنند بر وجه لطف بازگردند . آنگه بر سبيل تهديد و وعيد گفت : ما عالمتريم به آنچه ايشان ميگويند و صفت ميكنند از احوال تو كه بر خلاف آنست ما بحقّ ايشان برسيم و جزاى ايشان بسزا در كنار ايشان نهيم آنگه رسول را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : بگوى
[ وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ ]
من پناه با تو مىدهم اى خداى من از نزغات شياطين و وسوسه‌هاى ايشان و « همز » و « غمز » و « رمز » در معنى يكىاند الّا آنست كه « همز » سخت‌تر است ، و « غمز » آسان‌تر ، و « رمز » از هر دو كمتر .
[ وَ أَعُوذُ بِكَ ]
و پناه مىدهم با تو از آنكه شياطين بنزديك من حاضر آيند و مرا وسوسه كنند و از حق مشغول گردانند عبد اللّه عبّاس گفت : اين در وقت خواندن قرآن گفت ؛ و بر همهء احوال بر سبيل عموم حمل كردن اولىترست
[ حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ ]
ايشان چنين در كفر و معاصى و تقصير باشند در كار آخرت كه همى ناگاه مرگ بايشان آيد در آن حال تمنّاى رجوع و بازگشتن كنند چنان كه گفت : چون آيد بيكى ازيشان مرگ در آنوقت گويد « 1 » : خداوندا مرا بازگردان و با دنيا فرست و مهلت ده تا تلافى تقصيرى كه كرده‌ام بكنم در نماز و زكات و ترك واجبات .
[ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً ]
تا باشد كه من كار نيكو بكنم در آنچه گذاشته‌ام از مال و فرزند و فرو گذاشته‌ام از طاعات و خيرات .
[ كَلَّا ]
ردع است و زجر وى را ازين تمنّا كه كند و آرزو كه خواهد ؛ و انكار و استبعاد است آن را كه ميطلبد يعنى گو ازين باز ايست كه اين هرگز نباشد و اينكه ميگويد ؛ سخنى است كه بر زبان ميراند و آن را هيچ حقيقتى نيست كه اگر وى را باز گردانند بار ديگر همان كند كه كرده است ، و اين خود هرگز نباشد كه از پيش ايشان حاجزيست و برزخى است تا به روزى كه ايشان را حشر كنند و برانگيزند يعنى روز قيامت . عبد اللّه عبّاس گفت :
[ بَرْزَخٌ ]
حجاب است . سدّى گفت : اجل است ، قتاده گفت : بقيّهء دنياست . ابن زيد گفت : آن مدّت كه از ميان مرگ و بعث باشد ، ابو أمامه گفت : مراد گور است و گفتند : مراد امهال است .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ قديمه مطابق استعمال بعضى قدماء : « گويند » ( بصيغهء جمع ) .