و زيادت و نقصان ايشان « 1 »
[ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ]
اى در نمىيابيد و تعقّل نميكنيد و خردمند نميشويد و عقل را كار نميفرمائيد ؟ ! .
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 81 تا 87 ]
بَلْ قالُوا مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُونَ ( 81 ) قالُوا أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ( 82 ) لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ وَ آباؤُنا هذا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ ( 83 ) قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيها إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 84 ) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ( 85 )
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ( 86 ) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ ( 87 )
نى كه « 2 » اينان گفتند مانند آنچه پيشينيان گفتند : آيا ما چون بميريم و خاك و استخوان گرديم و گوشت از ما برود و استخوانها در خاك پوسيده شود ما را برانگيزند . . . ! اين از آن « 3 » گفتند كه انديشه نكردند كه خداى كه قادرست بر اختراع اجسام ؛ آن را كه بيافريند نه از چيزى ؛ قادر باشد بر اعادت كردن ؛ از آنكه اعادت از روى قياس آسانتر باشد از ابتدا . آنگه گفتند :
[ لَقَدْ وُعِدْنا ]
اين ما را وعده كردند و پدران ما را هم بيش ازين وعدهء بعث و نشور كردند آنگه چون واقف نشدند بر حقيقت آن گفتند كه : نيست اين إلّا افسانهء پيشينگان يعنى اين وعدهء بعث و نشور افسانه است ، بگو تو ايشان را اى محمّد بر سبيل احتجاج و تنبيه كه : اين زمين كه راست با هر چه دروست اگر شما ميدانيد ؟ - بهر حال گويند كه : خداى را ؛ و نتوانند تا اين را منكر شوند ؛ تو عند « 4 » آن حال بجواب ايشان بگوى كه : خداى راست ، پس شما انديشه نكنيد كه آنكس كه قادر باشد كه زمين با هر چه در زمين است بيافريند قادر باشد كه احياء موتى كند و اعادت مردگان پس از آنكه خاك شده باشند ؟ !
[ قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ ]
بگو اى محمّد كه : كيست خداوند آسمانهاى
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بجاى « و زيادت و نقصان » : « گفتند : اختلاف ايشان در لون كه اين روشن است و آن تاريك او راست و بفرمان اوست » .
( 2 ) - در بعضى نسخ قديمه : « بل كه » .
( 3 ) - در بعضى نسخ قديمه : « اين را آنان » .
( 4 ) - در بعضى نسخ قديمه : « نزد » .