تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
كه از يمامه طعامى « 1 » بمكّه آرند و خداى تعالى أهل مكّه را بقحط مبتلا گردانيد تا چنان شدند كه استخوانهاى مردگان بخوردند . ابو سفيان بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت : سوگند مىدهم ترا بخداى و بحرمت خويشى نه تو دعوى ميكنى كه ترا براى رحمت عالميان فرستاده‌اند ؟ - گفت : بلى ؛ گفت : پدران ما را هلاك كردى بشمشير و پسران را بگرسنگى ؛ چرا برين اطفال و كودكان نبخشائى و رحمت نكنى ؟ ! خداوند تعالى فرمود كه : اگر ما بر ايشان رحمت كنيم و اين رنج و قحط از ايشان بازبريم ايشان بار ديگر با سر استكبار و گردنكشى روند ؛ نبينى كه چون ما ايشان را به عذاب شمشير بگرفتيم در روز بدر ازيشان هيچ استكانت و خشوع پديد نيامد و از آنچه بودند بهتر نگشتند
[ حَتَّى إِذا فَتَحْنا ]
تا آنگه كه بگشوديم بر ايشان درى از درهاى عذاب سخت ؛ و آن قحط و گرسنگى است كه سختتر از كشتن و اسير كردنست ؛ ايشان نوميد شدند در آن عذاب آنگه ايشان را تقريع و توبيخ و ملامت كرد و نعمتهاى خود را با ياد ايشان داد و گفت :
[ وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ ]
اوست آن خداى كه بيافريد شما را گوشها و چشمها و دلها كه آلت شنيدن و ديدن و دانستن است ؛ شما اندك كرديد شكر خداى را و قلّت شكر شما خداى را حمل نكرد بر آنكه نعمت از شما بازگيرد .
[ وَ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ
« 2 »
]
و اوست آنكه بيافريد شما را در زمين و پراكنده كرد براى تناسل و توالد ، و حشر شما با او باشد در آخرت براى جزا .
[ وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي ]
و اوست آن خداى كه زنده گرداند و بميراند ؛ آفريدن و ميرانيدن وى تواند چنان كه بيافريد بميراند ؛ و چنان كه بميراند زنده گرداند ، و او راست اختلاف روز و شب يعنى آمد و شد
هامش
( 1 ) - مراد به « طعام » در اينجا حبوبات است از قبيل گندم و جو و غير آنها . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و الذرء الخلق ؛ يقال : ذرأ اللّه الخلق و برأهم و أنشأهم و فطرهم و خلقهم و أبدعهم و ابتدعهم بمعنى » .