تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
يا خود ايشان پيغمبر خود را كه محمّد است نشناختند تا او را انكار كنند پس او را مىشناسند و شرف و بزرگى و امانت او مىدانند انكار او چرا ميكنند ؟ !

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 70 تا 74 ]

أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ ( 70 ) وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ ( 71 ) أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ( 72 ) وَ إِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 73 ) وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ ( 74 ) يا اين كافران ميگويند كه : به اين محمّد جنونى و ديوانگئى هست و ايشان ميدانند كه او ديوانه نيست و عاقلترين جهانيان است و ليكن او چيزى آورد كه مخالف راى و هواى ايشان است و دفع آن نميتوانند كردن ازين سبب بهتانش مينهند و ديوانه‌اش ميخوانند .
[ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ ]
بل كه « 1 » بايشان حقّ آورد و بيشترين ايشان حق را كارهند و اگر چنان « 2 » بودى كه حق متابعت هواى ايشان كردى آسمان و زمين و هر چه در ميان آسمان و زمين است همه فاسد گشتى و تباه شدى يعنى آسمان و زمين و آنچه در ميان آسمان و زمين است به حق قائم است اگر حق تبع « 3 » هواى ايشان بودى نظام عالم باطل بودى ، و قوام عالم تباه گشتى و خراب شدى ، و اين براى آن گفت كه حق داعى حسنات باشد و هوى داعى قبايح ، و اگر حق متابعت هوى كند آنچه داعى حسن بود داعى قبيح گردد و فساد و اختلال پديد آيد و ادلّه باطل شود و وثوق برخيزد از استدلال بر مدلول بأدلّه ، و مردم ايمن نباشند از وقوع ظلم ، و وثاقت برخيزد بوعد و وعيد ، و أيمن نباشند از انقلاب حال حكيم . و گفتند كه : مراد به [ حقّ ] اسلام است يعنى اگر اسلام متابعت هواى ايشان كند و شرك گردد خداى تعالى اهل عالم را هلاك كند و قيامت ظاهر گرداند . جبّائى گفت : مراد به حق توحيد است يعنى اگر توحيد من بر مراد و هواى اينان بودى با من انبازان بودندى و اگر چنين بودى آسمان و زمين
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « نه كه » ؛ و هر دو وجه از تعبيرات اين مفسّر است . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « از آن » ؛ و تصحيح قياسى است . ( 3 ) - در منتهى الارب گفته : « [ تبع ] محرّكة پيرو ؛ و پيروان ، واحد و جمع در وى يكسان است ؛ قال اللّه تعالى :إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً *؛ أتباع جمع » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 254 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)