تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
نه كه دلهاى ايشان يعنى كافران در غفلتى و سرگشتگى « 1 » است ازين روز و ازين نامه و جزا دادن
[ وَ لَهُمْ أَعْمالٌ ]
و ايشان را عملها و كارهاست از جز اين در مستقبل أيّام كه ايشان آن خواهند كرد و اين بر سبيل معجزه است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر دهد از غيب باعلام خداى تعالى و خبر موافق مخبر بود . و بعضى گفتند كه : أعمال كافران جز اعمال مؤمنان باشد كه ذكر ايشان برفت .

[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 64 تا 69 ]

حَتَّى إِذا أَخَذْنا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذابِ إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ ( 64 ) لا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُمْ مِنَّا لا تُنْصَرُونَ ( 65 ) قَدْ كانَتْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ ( 66 ) مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سامِراً تَهْجُرُونَ ( 67 ) أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ ( 68 ) أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ ( 69 ) تا آنگه كه بگرفتيم مترفان و متنعّمان ايشان را ، و [ مترف ] آن بود كه او را رها كنند در ملك و نعمت تا بر مراد خود ميرود
[ بِالْعَذابِ ]
به عذاب قحط و گرسنگى ؛ و اين آنگه بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ايشان دعا كرد و گفت : اللّهمّ اشدد وطأتك على مضر و اجعل عليهم سنين كسنين يوسف ؛ بار خدايا عذاب بر مضر سخت گردان ، و ايشان را قحطى ده چون قحط سالهاى يوسف ، خداى تعالى ايشان را بقحط ابتلا كرد تا حال ايشان به جائى رسيد كه هر كجا مردارى يا سگى بود ميخوردند و استخوان سوخته و پوست بر آتش مينهادند و ميخوردند و بعضى از فرزندان خود را هم بخوردند . عبد اللّه عبّاس گفت : مراد به [ عذاب ] شمشير بود روز بدر
[ إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ ]
چون ايشان را به عذاب بگرفتيم ايشان جزع و فرياد و زارى در گرفتند « 2 » بعضى گفتند كه : آواز بتوبه كردن
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اصل [ غمره ] معظم الماء باشد من غمره اذا ستره ، و مراد در آيت غفلت و حيرت است كه راه علم و يقين بر ايشان پوشيده است » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ ]كه نگاه كردى ايشان ضجيج و جزع و فرياد ميكردند . و [ جؤار ] آواز بلند كردن باشد بتضرّع مانند گاو ؛ قال الاعشى و هو يصف بقرة :أقامت ثلاثا بين يوم و ليلة * و كان النكيران يضيف و يجأراو قال ايضا :تراوح من صلوات المليك * طورا سجودا و طورا جؤاراو بعضى ديگر گفتند[ يَجْأَرُونَ ]اى يصرخون بالتّوبة ؛ در وقت نزول عذاب بايشان بانگ ميزدند بتوبه ، ايشان را گفتند : لا تجأروا اليوم ؛ بانگ نداريد امروز كه امروز توبه قبول نباشد و اين محمول بود بر حالت الجا » .