برداشتند ايشان را گفتند كه : فرياد و زارى مكنيد امروز كه شما را نصرت نكنند و يارى ندهند و كس نباشد كه شما را از دست ما خلاص دهد
[ قَدْ كانَتْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ ]
بدرستى كه آيات من پيش ازين بر شما ميخواندند و شما بازميگشتيد بقهقرى « 1 » و اين بازگشتن باشد باز پس چنان كه روى به اين جانب نبود
[ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ
« 2 »
]
تكبّر كنندگان بسبب خانهء كعبه بر ديگران به اين كه گفتندى : نحن أهل اللّه ، و نحن جيران اللّه ؛ ما أهل خانهء خدائيم و مجاوران و همسايگان وىايم ، و شايد كه معنى اين بود كه استكبار كنانند بكتاب ؛ از آنكه آيات در معنى كتاب است ، يا برسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اين استكبار بمعنى تكذيب باشد .
[ سامِراً ]
سمر كنندگان بتكذيب رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قرآن و طعن
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ فَكُنْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ ]شما بر پى پاى ميگرديديد و هو الرجوع القهقرى ؛ و اين آن باشد كه پيش بازميرود روى در خلاف جهت رفتن دارد گفتند :
براى آن چنين گفت كه اين زشتتر رفتن باشد . خداى تعالى حال ايشان را تشبيه كرد بأقبح حال الماشى . سيبويه گفت : براى آن گفت كه آن كس كه چنين رود جاى قدم خود نبيند و نداند تا پاى كجا فرو مىنهد چون بر عميا و جهالت رود ايمن نباشد از كار خود فذلك النّكوص » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ ]نصب او بر حال است در اين ضمير خلاف كردند كه راجع با كيست ؛ بعضى گفتند : راجع است با رسول كه ايشان بر ديگران فخر آوردندى به مكان رسول عليه السّلام كه از ايشان بود با كفرشان به او ، و عبد اللّه عبّاس گفت و حسن و مجاهد و قتاده و ضحّاك :[ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ ]اى بحرم اللّه كناية عن غير مذكور ؛ بر ديگران تكبّر ميكردند بحرم كه : نحن أهل حرم اللّه ، و نحن جيران اللّه ، و مانند اين .[ سامِراً تَهْجُرُونَ ]نصب[ سامِراً ]بر حال است و واحد در جاى جمع بنهاد چه بر ظاهر [ سمارا ] بايست ؛ براى آنكه در جاى مصدر نهاد چنان كه مصدر در جاى حال نهند . و بعضى ديگر گفتند : در جاى وقت نهاد كأنّه قال سامرا اى ليلا فى السمر كما قال الشّاعر :من دونهم ان جئتهم سمرا * عرف القيان و مجلس غمراى ليلا و هم يسمرون و « سامر » آن باشد كه بشب حديث كند و سمر حديث شب باشد و ايشان بشب پيرامن كعبه نشستندى و سمر گفتندى ( تا آنكه در معنى[ تَهْجُرُونَ ]بحث كرده و در آن ضمن گفته ) و در آن سمر كه گفتندى رسول را عليه السّلام دشنام دادندى » .