تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
دارند و صدقه دهند و ترسند كه ازيشان نپذيرند ؛ و اين قرائت شاذّ است ؛ براى آنكه جز عايشه كسى ديگر روايت نكرد .
[ أُولئِكَ يُسارِعُونَ ]
اينان آنانند كه در خيرات و كارهاى نيكو مسارعت ميكنند و ايشان مر آن خيرات را سابقند يعنى رها نكنند كه از ايشان فوت شود و بر ايشان سبقت گيرد ،
[ وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً ]
و ما هيچ نفسى را تكليف نكنيم الّا آنچه در وسع و طاقت وى باشد « 1 » يعنى اين صفات كه ما برشمرديم نه تكليف ما لا يطاق است كه بدان نتوان رسيدن ؛ بل كه كارى سهل و آسان است ؛ چه در عدل ما نباشد كه ما تكليف ما لا يطاق كنيم .
[ وَ لَدَيْنا كِتابٌ ]
و نزديك ما نامهء هست ناطق بحقّ يعنى نامهء أعمال بندگان كه درو طاعت و معصيت نوشته باشند فريشتگان موكّل بر وى ، و بر ايشان هيچ ظلمى نكنند و حقّ ايشان هيچ نكاهند و ايشان را بدانچه نكرده باشند مؤاخذه نكنند ، و آيت سراسر « 2 » دليل است بر بطلان مذهب مجبره . آنگه گفت :
[ بَلْ قُلُوبُهُمْ
« 3 »
]
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ ]و ايشان آن خيرات را سابق باشند يعنى رها نكنند كه از ايشان فوت شود و سابق شود ايشان را ؛ بل ايشان سابق شوند آن خيرات را . آنگه گفت : اين صفات كه ما بر شمرديم نه تكليفى بما لا يطاق است كه به اين نميتوان رسيد ؛ بل كارى سهل و آسان است ، چه در عدل ما نباشد كه تكليف ما لا يطاق كنيم .[ وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ]و ما هيچ كس را تكليف نكنيم الّا به مقدار وسع و طاقت او ، و اگر انديشه كنند خداى تعالى تكليف نه باندازهء قدرت و آلت كرده است چه معلوم است بجارى مجراى ضرورت كه ما را قدرت بيش از آنست كه در شبانروز هفده ركعت نماز كنيم مثلا يا هفتاد يا هفتصد يا هزار ركعت ، و او تكليف هفده ركعت كرد تا بدانند كه او تكليف كم از آن كند كه آلت دهد چنان كه امير المؤمنين عليه السّلام گفت : انّ اللّه تعالى امر عباده تخبيرا و نهاهم تحذيرا و كلّفهم يسيرا و لم يلزم عسيرا ، و أعطى على القليل كثيرا ، و لم يطع مكروها و لم يعص مغلوبا و لم يرسل الانبياء لعبا ، و لم ينزل الكتب عبثا ، و لم يخلق السموات و الارض و ما بينهما باطلا ، ذلك ظنّ الّذين كفروا فويل للّذين كفروا من النّار ، در جواب مسئله آن شامى ؛ و اين برفته است بسر كتاب در جاى ديگر » . ( 2 ) - در غالب نسخ : « و اين همه » . ( 3 ) - بايد دانست كه نسبت غمره بقلوب كافران در[ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ ]و همچنين نسبت و جل بدلهاى مؤمنان در « و قلوبهم وجلة » براى آنست كه قلوب آلت و وسيلهء اين غمره و و جل است چنان كه در سابق در ذيل آيهء « و قلوبهم منكرة » تصريح كرده‌اند و در جلد سابق بر اين يعنى جلد پنجم در متن و حاشيه بيان شده است فراجع ان شئت .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 250 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)