بگذار ايشان را هم در آن جهل و نادانى ايشان چون حجّت نميشنوند و دليل قبول نميكنند تا زمان مردن ايشان ؛ يا قيامت ، كه چون به آن وقت رسند بدانند كه تا بر حقّ بودهاند يا بر باطل ؟
[ أَ يَحْسَبُونَ ]
اى مىپندارند ايشان كه اين مدد و زيادتى كه ما ايشان را ميدهيم از مال و خواسته « 1 » و پسران كه ما ايشان را مسارعت ميكنيم در خيرات ؟ ! و ثواب ميدهيم پيش از اوقات ؟ ! و سبقت مىنمائيم در نيكوئى كردن با ايشان ؟ ! نى كه ايشان نميدانند كه ما اين نعمت با ايشان بر سبيل استدراج ميكنيم و بتدريج و اندك اندك ايشان را به هلاكت ميرسانيم ، و ايشان خود مانند بهايماند انديشه نميكنند كه آن ايشان را استدراج است يا مسارعت است در خير ؟ .
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 57 تا 63 ]
إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ ( 57 ) وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ( 58 ) وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ ( 59 ) وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ ( 60 ) أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ ( 61 )
وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ ( 62 ) بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هذا وَ لَهُمْ أَعْمالٌ مِنْ دُونِ ذلِكَ هُمْ لَها عامِلُونَ ( 63 )
حق تعالى چون ذكر كافران و فاسقان كرد آنگه در ذكر أوصاف مؤمنان و متّقيان گرفت تا متقابل و متكافئ باشند كه هر چيزى در مقابل خلاف و ضدّ خود نيك ظاهر گردد ؛ گفت : آنان كه ايشان از ترس خداى خود مشفق باشند و « خشيت » ظنّ بود بوصول مضرّت و ظنّ بوصول مضرّت خايف را مضطرب دارد ، و « اشفاق » حذر باشد يعنى حذر كنند از معاصى خوف خداى را ، و آنان كه بآيات خداى بگروند و ايمان آرند يعنى بكتابهاى
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « خواسته با ثانى معدوله بر وزن راسته زر و مال و اسباب و جمعيّت و سامان و ملك و املاك و آنچه دلخواه باشد » و در واقع اين كلمه ترجمهء « عرض » است به عربى چنان كه ابو نصر فراهى در نصاب الصبيان گفته :« عرض خواسته طارف و تالدش * نوش با كهن دان و فاسد تباه »