خالقانى غير او ، و اگر جز ازو خالق روا نبودى جايز نبودى گفتن : أحسن الخالقين ؛ چنان كه روا نيست گفتن : أحسن الآلهة ؛ براى آنكه اين كلمه كفر است باجماع . ديگر آنكه « خلق » اخراج مقدور باشد از عدم بوجود بىتقدير و اين در أفعال ما بسيار افتد پس ممتنع نباشد كه ما را « خالق » خوانند الّا آنست كه سمع منع كرده است از آنكه ما را باطلاق « خالق » خوانند و روا بود كه خالق خوانند با قيدى چنان كه « خالق الاديم » گويند چنان كه ربّ مطلق نگويند بلكه مقيّد گويند مثل ربّ الدّار و ربّ المسجد .
آوردهاند كه رسول را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دبيرى بود عبد اللّه بن أبى سرح نام ؛ چون اين آيت آمد به دو دادند و او مىنوشت ، چون به آخر رسيد گفت : فتبارك اللّه أحسن الخالقين ؛ وى را گفتند : بنويس كه خداى تعالى همچنين فرستاده است ، او با خويشتن گفت : اگر محمّد پيغمبرست كه قرآن برو وحى ميكنند ؛ من نيز پيغمبرم كه اين در دل من افكندند ، مرتدّ شد و از مدينه بگريخت و با مكّه رفت .
[ ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ ]
پس شما از پس آنكه آفريده شديد و در قيد حيات آمديد بميريد پس شما را روز قيامت زنده كنند و برانگيزند .
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيات 17 تا 20 ]
وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ ( 17 ) وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلى ذَهابٍ بِهِ لَقادِرُونَ ( 18 ) فَأَنْشَأْنا لَكُمْ بِهِ جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ لَكُمْ فِيها فَواكِهُ كَثِيرَةٌ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ ( 19 ) وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلْآكِلِينَ ( 20 )
ما آسمان را بيافريديم از بالاى سر شما هفت راه يعنى هفت آسمان بعضى بر بالاى بعضى ؛ و عرب هر چيزى را كه بر بالاى چيزى باشد آن را « طريقه » خوانند و گفتند :
براى آن
[ طَرائِقَ ]
خواند آن را كه راههاى فريشتگان است . و ما از خلقان غافل نيستيم بلكه بر احوال ايشان مطّلعيم و بر افعال ايشان عالميم تا هر يكى را بسزا جزا دهيم و گفتند كه : معنى اينست كه : ما غافل نيستيم از حفظ اين هفت آسمان ؛ هر يكى را معلّق ميداريم . حسن گفت كه : ما غافل نئيم از آنچه اين خلق را به كار مىآيد از