تسبيحش ، گفت : شعارش چيست ؟ - گفت : تعقيبش « 1 » ، گفت : تمامى نماز چيست ؟ - گفت : صلوات بر محمّد و آل محمّد ، گفت : سبب قبولش چيست ؟ - گفت : و لا تينا و البراءة من أعدائنا ؛ ولايت ما و بيزار شدن از دشمنان ما ، گفت : هيچ حجّت رها نكردى كسى را بر خود . آنگه برخاست و ميگفت : اللّه أعلم حيث يجعل رسالته .
عبد اللّه عبّاس از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : خداى تعالى چون بهشت عدن آفريد در آنجا آفريد ما لا عين رات ، و لا أذن سمعت ، و لا خطر على قلب بشر ؛ آنچه هيچ چشم چون آن نديده ، و هيچ گوش چون آن نشنيده ، و بر خاطر هيچ آدمى آن نگذشته ، او را گفت :
تكلّمى ، سخن گوى ، بهشت عدن بآواز آمد و گفت :
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ
؛ أنا حرام على كلّ بخيل و مراء ؛ گفت : فلاح و ظفر يافتند آن مؤمنان كه در نماز خاشع باشند ؛ و من حرامم بر بخيلان و مرائيان .
[ وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ]
و آنان كه از سخن لغو و نافرجام و بيهوده و كار عبث اعراض كنند [ لغو ] باطل باشد و دروغ ؛ كلبى گفت : خلف وعده باشد .
[ وَ الَّذِينَ هُمْ ]
و آنان كه ايشان فاعل زكات باشند يعنى زكات مال بدهند چون بر ايشان واجب شود . و اين لفظ از الفاظ فصيحات قرآن است و در كلام عرب و اشعار ايشان آمده است و اميّة بن أبى الصّلت گفت :
المطمعوا الطّعام فى السنّة الاز * مة و الفاعلون للزكوات
[ وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ ]
و آنان كه اندامهاى خود را از حرام نگاه دارند و از زنا دور شوند مگر بر زنانى كه مر ايشان را عقد بسته باشند و ايشان را در نكاح خود آورده ، يا بر آنچه دستهاى راست ايشان مالك شده يعنى كنيزكان كه خريده باشند
[ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ]
كه ايشان در نگاه نداشتن فرجهاى خود از ايشان ملوم و مذموم نباشند چه اين دو نوع ؛ زنانى كه عقد كرده باشند ، و آنان كه ايشان را خريده باشند ؛ شرع ايشان را حلال كرده است .
[ فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ ]
و هر كه وراء اين كه ما حلال داشتيم بر مردان از زنان طلب دارند و بخلاف اين دو سبب خواهند كه و طى كنند
[ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ ]
پس ايشان كه « 2 » فعل ايشان اين باشد كاملان
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « دعاء تعقيبش » .
( 2 ) - در بعضى نسخ نونويس : « پس اگر » .