داده است با دكّان آمد و شاگرد را گفت : اى فلان با ياد من آمد كه جوال را بكه دادهام گفت : چگونه با يادآوردى ؟ - گفت : در نماز با يادم آمد ، شاگرد گفت : اى استاد تو به نماز كردن رفته بودى يا بجوال طلبيدن . . . ! مرد خويشتن را دريافت و بطلب علم شد ، چندانى علم بياموخت تا مفسّرى شد .
ابو بكر واسطى گفت : خشوع در نماز آن باشد كه نماز خاصّ و خالص از براى خداى كند و بر او عوض چشم ندارد « 1 » .
سلمة بن دينار گفت : بنزديك علىّ بن الحسين عليه السّلام نشسته بودم كه مردى درآمد و او را گفت : نماز كردن دانى ؟ - من خواستم تا وى را بزنم و جفا كنم ، حضرت رها نكرد گفت : مهلا يا أبا حازم فانّ العلماء هم الحلماء الرّحماء ، گفت : ساكن باش كه عالمان حليم و رحيم باشند ، آنگه روى بسائل كرد و گفت : آرى نماز كردن دانم ، گفت : پيش از نماز بر تو فريضه چيست براى نماز ؟ - گفت : هفت چيز ، نيّت ، و طهارت كردن ، و عورت پوشيدن ، و جاى سجده پاكيزه كردن ، و وقت شناختن ، و جامه پاكيزه كردن : و روى به قبله آوردن . گفت : بچه نيّت از خانه بيرون آئى ؟ - گفت :
بنيّت زيارت ، گفت : بچه نيّت در مسجد شوى ؟ - گفت : بنيّت عبادت ، گفت : بچه نيّت قيام نماز كنى ؟ - گفت بنيّت خدمت ، گفت : بچه نيّت كنى اين خدمت را ؟ - گفت : بنيّت عبوديّت ؛ مقرّ و معترف خداى را بوحدانيّت ، گفت : روى بچه به قبله آرى ؟ - گفت :
بسه فريضه و يك سنّت ، گفت : آن كدام است ؟ - گفت : توجّه به قبله است و نيّت و تكبير احرام ؛ و دست برداشتن نزديك آن سنّت است ، گفت : تكبيرات چند است بر تو ؟ - گفت : اصل تكبيرات نود و شش « 2 » است پنج از آن فريضه است و باقى سنّت ؛ گفت :
بچه در نماز شوى ؟ - گفت : بتكبير ، گفت : برهان نماز چيست ؟ - گفت : قرائت ، گفت :
خشوع نماز چيست ؟ - گفت : نظر در جاى سجده ، گفت : تحريم نماز چيست ؟ - گفت :
تكبيرش ، گفت : تحليلش چيست ؟ - گفت : سلامش ، گفت : جوهرش چيست ؟ - گفت :
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « ديگرى گفت : نماز كردن را چهار شرط بايد تا خاشع باشد اليقين التمام ، و اعظام المقام ، و اخلاص المقال ، و جمع الهمّة » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « نود و نه » و در بعضى ديگر « نود » بدون هيچ ضميمهء .