[ خاشع ] آن باشد كه چشم برهم نهد از ترس خداى . عمرو بن دينار گفت : خشوع در نماز نه به ركوع و سجود است انّما خشوع در نماز به سكون و حسن نيّت باشد .
ابن سيرين گفت : آن باشد كه در نماز چشم بر جايگاه سجده دارد و در موضع سجده نگاه كند ، و در بدايت شرع چون نماز كردندى از جوانب نگريستندى چون اين آيت آمد ديگر چشم از جاى سجده برنداشتند .
ابو هريره روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه چون بنده در نماز ايستد خداى تعالى بوى نگرد ، چون بنده بجاى ديگر نگرد خداى تعالى گويد : اى بندهء من من به تو مينگرم تو بكه مينگرى ؟ ! به كسى مينگرى كه او ترا از من بهتر است ؟ ! روى به من آر كه از من بهتر كسى نيست ترا . عطا گفت : خضوع در نماز آن باشد كه در نماز با جوارح خود بازى نكنند .
در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مردى را ديد كه نماز ميكرد و دست بمحاسن خود فرو ميبرد ، حضرت گفت : اگر اين مرد را دل خاشع بودى اعضاى وى نيز خاشع بودى .
ابو ذرّ غفارى از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه چون يكى از شما روى به نماز آرد رحمت خداى روى به او آرد نبايد كه با سنگ ريزهء مسجد بازى كند .
حسن بصرى مردى را ديد كه با سنگ ريزهء مسجد بازى ميكرد و در تعقيب نماز ميگفت : اللّهمّ زوّجنى من الحور العين ؛ بار خدايا مرا جفتى ده از حور عين ، حسن گفت : بئس الخاطب أنت ؛ تخطب و أنت تلعب ؟ ! بدخواهندهء تو ؛ از خداى خطبه ميكنى و بدست بازى ميكنى ؟ ! بعضى ديگر گفتند كه : خشوع در نماز آن باشد كه بهمهء همّت « 1 » نماز را باشد نه آنكه بتن در نماز باشد و بدل در بازار « 2 » .
ابو العبّاس جوالقى مردى بود جوال فروش ؛ روزى جوالى به كسى داد و فراموش كرد هر چند انديشه كرد با يادش نيامد ، روزى به نماز رفت در نماز با يادش آمد كه جوال را بكه
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) به اين عبارت : « كه همّت جمع كند و همه » .
( 2 ) - قريب به اين مضمون است قول شيخ عطّار :« نيائى در نماز الّا به صد كار * حساب ده كنى يا كار بازار ».