تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
تنگ نكرد
[ مِلَّةَ أَبِيكُمْ ]
متابعت ملّت پدر خود ابراهيم كنيد ابراهيم را پدر امّت خواند زيرا كه عرب از فرزندان اسماعيل‌اند و اكثر عجم از فرزندان اسحاق عليه السّلام و از براى آنكه ابراهيم پدر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و رسول پدر امّت است و مراد از [ ملّت او ] آن چيزهاست از شريعت او كه موافق شريعت رسول است چه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بشرع هيچ پيغمبرى متعبّد نبود و اين براى آن گفت تا همگنان به اين شريعت راغب كردند و مخالفت نكنند چه طبايع بموافقت آثار آبا و اجداد مايل‌اند
[ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ ]
ابراهيم شما را مسلمان نام نهاد و مسلمانى بنسل خود از خداى درخواست آنجا كه گفت :
[ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ ]
و گفتند كه :
[ هُوَ ]
كنايت است از نام خداى تعالى يعنى خداى شما را مسلمان نام نهاد پيش ازين زمان ؛ و درين زمان يا درين كتاب كه قرآنست و پيش از قرآن
[ لِيَكُونَ الرَّسُولُ ]
تا رسول گواه باشد بر شما بقبول كردن و طاعت داشتن شما ؛ بر طاعت مطيعان و عصيان عاصيان گواهى دهد و شما نيز گواه باشيد بر مردمان از أمّت سلف كه پيغمبران آمدند و پيغام رسانيدند و چون خداى تعالى شما را به اين كرامت خاصّ گردانيد و اين منزلت و مرتبت داد اين را مقابله كنيد بشكر كردن و فرمان بردن و عبادت و بندگى او بجاى آوردن
[ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ ]
پس نماز بپاى داريد و زكات مال بدهيد
[ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ ]
و دست در خداى زنيد و ملازم دين و طاعت او باشيد و گفتند كه : از شرّ دشمنان پناه با خداى دهيد
[ فَنِعْمَ الْمَوْلى ]
كه او خداوندگار شماست
[ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
« 1 »
]
و مالك امر شماست و نصرت و يارى ازو خواهيد كه وى نيكو خداونديست و نيكو يار و ياوريست شما را .
هامش
( 1 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : «[ فَنِعْمَ الْمَوْلى ]پس نيكو ياريست و خداوندى[ وَ نِعْمَ النَّصِيرُ ]و نيكو مددكارى و ياورى ، بياورى عيبها را بپوشاند ، و بمددكارى گناهان را ببخشد ، و بولايت روزى را برقرار مستمرّ دارد ؛ اگرچه بندگان در حقّ او عصيان نمايند ، و بنصرت محتاجان را دستگيرى كند ، پس يارى از و خواه كه از يارى در نماند ، و مددكارى ازو جوى كه از مددكارى عاجز نشود ، و در ولايت بىنظير است و در نصرت بىمثل ؛ بلكه فى الحقيقه هيچ مولى و ناصر سواى او نيست ؛ و نعم ما قيل :از يارى خلق بگذر اى مرد خدا * يارى طلب از چون او كه از روى وفاكار تو تواند كه بسازد همه وقت * دست تو تواند كه بگيرد همه جا ».