تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
خطابست با مشركان مكّه ؛ اى مردمان مثلى زده شد و داستانى نهاده آمد استماع آن مثل كنيد و آن داستان را به گوش هوش بشنويد قصّهء خوش و حكايت رائعهء با فايده را « مثل » خوانند براى استحسان و غرابت آن را بر سبيل تشبيه ببعضى امثال سايره ؛ و درين مثل كه زده شده است تسفيه راى قريش و مكّيان كرده است و اظهار جهل و ضلالت ايشان ؛ از آنجا كه ايشان صورتهاى بيجان را كه ساختهء دست ايشان است خداى خواندند و إلهيّت بر ايشان اجرا كردند و ايشان يعنى آن بتان بر كمترين مخلوقى از مخلوقات خداى قادر نباشند و إلهيّت كسى را سزد كه او قادر باشد بر جملهء مقدورات ، و عالم باشد بجميع معلومات . آنگه بيان آن مثل كرد و گفت :
[ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ]
آنان كه شما ايشان را ميخوانيد بدون خداى و عبادت ايشان بجاى مىآريد
[ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً ]
ايشان هرگز مگسى نيافرينند و نتوانند آفريدن
[ وَ لَوِ اجْتَمَعُوا ]
و اگر همهء معبودان شما جمع شوند تا مگسى بيافرينند هم نتوانند آفريدن ؛ از آنكه ايشان جمادند و از جماد فعل مستحيل بود و چون از حيوان كسى كه انسان است مستحيل است از جماد كه بتانند اوليتر كه مستحيل باشد ، و چون در مخلوقات از مگس حقيرتر و بيقدرتر مخلوقى نيست و ايشان بر آفريدن آن قادر نيستند آنچه بيش ازين باشد اوليتر كه قادر نباشند ، و از مگس ضعيفتر چيزى نيست اگر به مثل مگس ازيشان چيزى بربايد نتوانند كه آن را از مگس بازگيرند و از دست مگسى برهانند
[ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ ]
جوينده كه مگس رباينده است ضعيف است ؛ و مطلوب كه بتانند هم ضعيف‌اند ، و اين مثل براى آن گفت كه مشركان را عادت بودى كه بتان را با انگبين بيالودندى مگس بر ايشان جمع شدى و انگبين بخوردى ايشان بازآمدندى گفتندى كه : خدايان ما انگبين خوردند . ضحّاك گفت : ضعف العابد و المعبود ؛ عابد و معبود هر دو ضعيف‌اند ، ابن زيد گفت : ايشان را عادت بود كه بتان را بأنواع حلىّ و جواهر بياراستندى اگر در ميانهء ايشان چيزى گم شدى ندانستندى كه كجا رفت و باز نتوانستند جست ؛ خداى