غرض خود را در تمكين شيطان از القاى كلام و انداختن سخن در ميانهء خواندن رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرآن را ؛ و گفت : براى آن كرد تا بكند آن را كه شيطان القا مىكند ابتلائى و امتحانى تا منافقان را در شكّ بيفزايد و مؤمنان را در يقين ، آن منافقانى كه در دلهاى ايشان رنجورى شكّ و نفاق است و آنان كه دلهاى ايشان سخت است بكفر و شرك يعنى اين براى آن كرديم تا تكليف سخت شود بر منافقان و كافران .
و خداى را بود كه يكبار تكليف سخت كند و يكبار سهل ؛ چه غرض او از تكليف تعريض منزلت ثواب است و هر چه سختتر بود ثوابش بيشتر بود . و گفتند كه : معنى اينست كه ليجعل نسخ ما يلقى الشيطان فتنة يعنى تا نسخ آنچه شيطان افكنده باشد فتنهء كند و امتحانى ؛ براى آنكه بنفس فعل شيطان خداى تعالى فتنه نكند ، آنان كه در دل ايشان بيمارى است منافقان باشند باتّفاق مفسّران براى آنكه تفسير بيمارى بشكّ كردند و اين صفت منافقان است ، و آنان كه سختدلانند كافران و مشركانند
[ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ ]
و بدرستى كه اين ظالمان كه ذكر ايشان رفت از كافران در خلافى و عصيانى دورند يعنى سخت عاصىاند در خداى و بغايت دورند از رحمت او .
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 54 تا 57 ]
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 54 ) وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ( 55 ) الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ( 56 ) وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَأُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ( 57 )
و غرض ديگر درين آن بود كه تا بدانند كسانى كه ايشان را علم دادهاند بخداى و بحكمت وى كه هر چه وى كند محض حكمت و عين صواب باشد كه اين قرآن حقّ است از خداى تعالى و صادر است از جهت وى ؛ به او ايمان آورند و دلهاى ايشان خاضع و خاشع گردد و بيارامد به آن و ساكن گردد ، و خداى تعالى راه نماينده است آنان را كه ايمان آورند با راهى راست ؛ إمّا بلطفى كه با ايشان كند تا بر ايمان ثبات نمايند و إمّا