تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
بگو اى محمّد اين مردمان را كه اى مردمان من شما را ترساننده‌ام بيان كننده و هويدا و روشن گرداننده ، پس آن كسان كه ايشان از خداى بترسيدند و ايمان آوردند و كردار نيكو كردند ، ايشان را از خداى آمرزشى هست و روزى بزرگوار ، و آنان كه سعى كنند و شتاب نمايند در ابطال آيات ما ؛ در وى طعن زنند و شعر و سحرش خوانند .
[ مُعاجِزِينَ ]
چون كسى كه معارضه كند با كسى تا وى را عاجز گرداند خواهند كه خداى را عاجز گردانند و بر وى غالب شوند ؛ ايشان أهل دوزخ و ملازمان آتشند .
[ وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ ]
بعضى مفسّران گفتند كه : سبب نزول اين آيت آن بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون نفرت قوم خود ديد از آنكه هرچه ايشان را بيشتر دعوت كردى ايشان ازو دور تر بودندى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تمنّا كرد با خود كه چه بودى اگر خداى تعالى آياتى فرستادى كه بدل ايشان خوش بودى تا بايمان نزديك شدندى و اين از سر حرص گفت بر ايمان ايشان ، خداى تعالى سورة النجم فرستاد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن روز در مجمعى بود خاصّ با اهلش از مسلمانان و مشركان ؛ اين سوره را بر ايشان ميخواند چون به اين جا رسيد كه :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
، شيطان بر زبان او راند كه : تلك الغرانيق العلى . و انّ شفاعتهنّ لترتجى ، و بدگر روايت : منهم الشفاعة ترتجى ؛ و چون مشركان قريش اين بشنيدند شادمانه شدند و گفتند كه : محمّد خدايان ما را بستود و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خود ازين بى خبر بود چون سوره به آخر آورد سجده كرد مسلمانان سجده كردند و مشركان نيز موافقت كردند تا در مسجد هيچ مؤمن و كافر نماند الّا كه سجده كردند مگر وليد مغيره و سعيد بن العاص كه ايشان هر يكى مشتى سنگ‌ريزه برگرفتند و روى بر وى نهادند ؛ از آنكه سخت پير بودند و سجده نتوانستند كردن ، و مشركان اين سخن در گفتگوى گرفتند ؛ ميگفتند و يكديگر را بشارت ميدادند كه : محمّد خدايان ما را بستود ؛ جبرئيل عليه السّلام آمد و گفت : اى محمّد اين چه بود كه تو كردى ؟ ! چيزى خواندى كه ما به تو نفرستاديم و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ازين حال آگاه كرد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دلتنگ شد و تأسّف خورد خداى تعالى براى دلخوشى وى اين آيت فرستاد .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 211 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)