واجب است و كرايهء منازل در أيّام موسم بعضى گفتند : حرام است ، و بعضى گفتند :
مكروه است ، و ظواهر اخبار ما اين اقتضا مىكند . شافعى گفت : حلال است .
[ وَ مَنْ يُرِدْ ]
و هر كه خواهد درو الحاد را و چسبيدن « 1 » از حق بظلم و عدوان ؛ ما او را بچشانيم عذاب دردناك . بعضى گفتند : معنى اينست كه هر كه خواهد كه كسى را از خانهء خداى و مسجد الحرام منع كند بميلى بر وجه ظلم ما او را عذاب اليم بچشانم . عبد اللّه مسعود گفت : هيچ كس نباشد كه او همّت كند بسيّئهء الّا برو نويسند تا اگر مردى بعدن يا بشهرى دور تر همّت كند كه مردى را بكشد بمكّه يا معصيتى كند آنجا ؛ اگرچه نكند به آن عزم كه كرده باشد داخل بود در تحت اين آيت ، و خداى تعالى او را عذاب اليم بچشاند قتاده و مجاهد گفتند : مراد به [ الحاد ] شرك است يعنى همّت كند كه مردى را بكشد يا آنجا جز خداى را پرستد چنان كه كفّار مكّه كردند ، ديگران گفتند كه :
[ الحاد ] استحلال الحرام و ركوب الآثام است ؛ حرام را حلال دارد و ارتكاب كباير كند « 2 » .
عبد اللّه عبّاس گفت : آن باشد كه قصد كشتن كسى كند كه او قصد او نكند ، و ظلم كند بر آنكه بر وى ظلم نكند . مجاهد گفت : سيّئات در مكّه مضاعف باشد چنان كه حسنات .
و گفتند : مراد بالحاد جملهء منهيّات است از قول و فعل حتّى قول الرّجل لا و اللّه ، و بلى و اللّه .
مجاهد گفت : عبد اللّه عمر را دو خيمه بود يكى در حرم و يكى در بيرون حرم ، چون خواستى كه با أهل و قوم خود عتابى كند در خيمهء بيرونى رفتى ؛ او را پرسيدند از آن ، گفت :
براى آنكه ما را گفتهاند : و من يرد فيه بالحاد بظلم ؛ و من الالحاد قول الرّجل : لا و اللّه و بلى و اللّه .
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 26 تا 28 ]
وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ( 26 ) وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ( 27 ) لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ ( 28 )
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « چسبيدن با باى فارسى بر وزن رقصيدن بمعنى ميل كردن هم آمده است » .
( 2 ) - اين تعبير كه نصّ عبارت تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيز است گويا از يكى از ادباى اهل لغت است .