و گفتند : مراد ايمان است ، و گفتند : قرآن است ، و گفتند كه : قولى است كه درو فحش نباشد .
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 24 تا 25 ]
وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِيدِ ( 24 ) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ ( 25 )
و راه نموده باشند ايشان را به راه خداى حميد و ستوده كه مستحقّ حمد و شكر است .
روايت كردهاند از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه گفت كه : كس نيست كه او حمد دوستتر دارد از خداى .
[ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ]
آنان كه كافر شدند و مردمان را منع ميكنند « 1 » و از راه خداى ميگردانند و بازميدارند به دو وجه بقهر و قسر و نميگذارند كه ايمان آورند باغوا و دعوت كردن با كفر
[ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ]
و نيز بميگردانند و باز ميدارند از مسجد مكّه آن مسجدى كه ما بنهاديم آن را براى جملهء مردمان تا قبلهء نماز ايشان باشد و مقصد حجّ و عمرهء ايشان
[ سَواءً ]
يكسان كرديم در آنجا كسى را كه مقيم باشد در آنجا و كسى را كه غريب باشد از باديه آمده « 2 » يعنى ايشان هر دو در آنجا يكسانند در منازل و مساكن ؛ مقيم اوليتر نباشد از غريب تا در ايّام حجّ كسى را نبود كه غرباى حجّاج را منع كند از نزول آنجا كه خواهد و اين قول حسن بصرى است و در اخبار ما نيز آمده و جمعى مفسّران بريناند . مجاهد گفت كه : مراد اينست كه مقيم و طارى در حرمت داشت آنجا و گزاردن مناسك و أذكار حجّ يكسانند به اين معنى كه اين همه كس را
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « در عطف مستقبل بر ماضى چند قول گفتند يكى لفظ مستقبل است و معنى ماضى و التّقدير كفروا و صدّوا ، و گفتند : براى آن چنين گفت كه ايشان در مقدّمه كافر بودند و كفر آوردند امّا صدّ و منع حال ايشان بود و در آن حال به آن مشغول و لفظ مضارع كه يفعل باشد صالح بود استقبال را و مثله قونه : الّذين آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذكر اللّه » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) ضمن بياناتش در تفسير آيه گفته : « [ عاكف آن بود كه آنجا مقيم بود و [ بادى ] آنكه از باديه آنجا آيد ( تا آنكه گفته ) : و التقدير ، العاكف و البادى فيه مستويان ؛ و براى آن بلفظ واحد گفت كه مصدر است » .