آنچه جماد است از آفتاب و ماهتاب « 1 » و ستارگان و كوهها و درختان و حيوانات « 2 » سجدهء ايشان از جهت ذلّت و خشوع است و مسخّر شدن مر خداى را در آنچه ايشان را براى آن آفريد و به آنچه دليل مىكند كه ايشان را صانعى و آفريدگارى هست قادر و عالم و حىّ و موجود ؛ حاصل بر صفات كمال كه مستحقّ سجده است ، پس چون عاقلان بوقت نظر درين چيز خداى را شناختند و بدانستند كه او به اين نعمتها « 3 » كه كرده مستحقّ عبادت و سجود است پندارى كه سجده ايشان كردند از آنجا كه بدعوت ايشان بود « 4 »
[ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ ]
و بسيارى از مردمان خداى را سجده كنند و بسيارى عذاب بر ايشان واجب است از آنكه بر كفر اصرار كردند ؛ مجاهد گفت : آنكه او سجده « 5 » كند جز خداى را سايهء وى سجده كند خداى را چنان كه گفت :
وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
.
[ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ ]
و هر كس كه خداى او را خوار گرداند او را مكرمى و گرامى كنندهء نباشد ، و خداى تعالى كند آنچه خواهد از اكرام و اهانت با هر كه خواهد ؛ و آن جز باستحقاق نباشد .
[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 19 تا 22 ]
هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ ( 19 ) يُصْهَرُ بِهِ ما فِي بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ ( 20 ) وَ لَهُمْ مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ( 21 ) كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ ( 22 )
أبو ذر غفارى گفت : اين آيت در شش تن آمد از قريش كه روز بدر با يكديگر
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « ماه » ؛ در برهان قاطع گفته : « ماهتاب پرتو ماه را گويند و ماه را نيز گفتهاند همچو آفتاب » .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بجاى « حيوانات » : « و ناعقلان از چهار پايان » .
( 3 ) - در چند نسخه : « با وجود اين نعمتها » .
( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و[ مَنْ ]در آيه اگرچه صورت او عموم است مراد به او خصوص است ؛ براى آنكه ما دانيم كه بسيارى از عقلا خداى را سجده نميكنند و مذهب ما آنست كه لفظ [ من ] و [ ما ] و هر چه اصحاب عموم دعوى كردند كه اين صفت عموم است مشترك است ميان عموم و خصوص ؛ و صالح است هر دو را ، و عموم صيغتى مفرد نيست مختصّ به او ، و شرح اين كردهايم پيش از اين در آيات وعيد در سورة النّساء و جز آن ؛ از اينجا گفت :[ وَ كَثِيرٌ ]» .
( 5 ) - در بعضى نسخ : « سجود » .