تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مال ايشان در زيادت شدى و اسبان ايشان بچّه نيكو آوردندى و زنان پسران زادندى ؛ گفتندى : اين محمّد مبارك مردى است و اين دين او حقّ است و ما را برين بودن صواب است ، و اگر بر خلاف اين بودى يعنى هواى مدينه موافق نيامدى ايشان را و بيمار شدندى و چهارپايان ايشان بمردندى ؛ بگفتندى : اين محمّد نامبارك مردى است ، و اين دين او اصلى ندارد ، و ما تا درين دين آمده‌ايم جز زيان و نكبت نيست ما را .
[ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ ]
هم بر آن روى بازگشتى و برگشتى از دين . مجاهد گفت :
[ عَلى حَرْفٍ ]
يعنى بر شكّى و ضعفى از اعتقاد و بصيرت . و گفتند : اين كنايت است از نفاق يعنى خداى را مىپرستند به زبان نه بدل .
[ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ ]
اگر خيرى بوى رسد آرام گيرد و دل او ساكن شود ، و اگر فتنهء بوى رسد و آزمايشى ؛ برگردد و مضطرب شود .
[ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ]
زيان كرد دنيا و آخرت را ؛ در دنيا منكوب و مخذول ، و در آخرت معذّب و و مقهور ، اينست خسرانى روشن و زيانكارى هويدا كه بر هيچ عاقلى پوشيده نيست .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 183 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)